خرم آنروز کزین منزل ویران بروم
به این علت که بالای این
وبلاگ و وبلاگهای بلاگفا
تبلیغات آقای رفسنجانی
درج شده ، این وبلاگ به
نشانه اعتراض به مدت ۲
هفته تعطیل می باشد.
به امید دیدار...
راديو فردا:اکبر گنجي، روزنامه نگار، چند روزی است که بعد از اعتصاب غذا موفق شد از زندان اوين مرخصی استعلاجی بگيرد و در تهران سرگرم معالجه بيماری های گوناگون از جمله آسم شديد خود است. آقای گنجی اخيرا در زندان دفتر دوم مانيفست جمهوريخواهی را منتشر کرد. او در اين مانيفست، راه گذار ايران به دمکراسی را تحريم انتخابات رياست جمهوری اسلامی و مشروعيت زدائی از نظام حاکم می داند. راديوفردا در مصاحبه با گنجی از او پرسيده است در شرايطی که اصلاح طلبان داخل حاکميت و طرفداران مصطفی معين نامزد اصلاح طلبان پيشرو، به همراه برخی از گروه های اصلاح طلب خارج از حاکميت، خواهان مشارکت در انتخابات هستند، چرا او مردم را به تحريم انتخابات فرا می خواند.
اکبر گنجی (نويسنده زنداني، تهران): من آنجا به سه دليل گفتم انتخابات بايد تحريم شود. اولا فرآيند برگزاری انتخابات، غيرعادلانه، غيردمکراتيک است. خيلی ساده است. غيرخودی ها حذف می شوند. بسياری از اقشار جامعه در همين ابتدا به طور غيرقانونی از اين فرآيند حذف می شوند. لذا فرآيند انتخابات، غير از اشکالات ديگری که دارد، فرآيند انتخابات آزاد نخواهد بود. نکته دوم اينکه من گفته ام حالا فرض کنيم که اين انتخابات انتخابات آزاد باشد که نيست، منصفانه باشد که نيست، مسئله بعدی اين است که رئيس جمهوری ای که می آيد، حتی اگر اصلاح طلب هم باشد، در ساختار قدرت هيچکاره است. به قول خود آقای خاتمي، تدارکاتچی است چون قدرت اصلی کشور در دستان رهبر، قوه قضائيه، مجلس، سپاه، بسيج، و ديگر نهادها ست. او در اين چارچوب می خواهد چه کار بکند؟ چه قدرتی دارد؟ شورای نگهبان، مجلس تشخيص مصلحت نظام، تمام اينها درمقابل او خواهند ايستاد. در جاهائی که انتخابات آزاد برگزار می شود و دمکراتها خواهان برگزاری انتخابات آزاد هستند، انتخابات آزاد، در مقابل قدرت اصلی کشور است در صورتی که اينجا قدرت اصلی آن بالا رهبر است و بعد قوا وجود دارند، و اين پائين، رئيس جمهوری است که اختيارات خيلی محدودی دارد وبايد التزام عملی و نظری هم به رهبر داشته باشد و می خواهد اين پائين با رقابت بيايد بالا و به نظر من کاره ای نخواهد بود و آن نکته مشروعيت زدائي، نکته سومی بود که من روی آن تاکيد کردم. و گفتم گذار به دمکراسی در انواع رژيم ها انواع نرخ های گوناگون را دارد. در رژيم سلطاني، در ديکتاتوری حاکم شخصي، اين گذار نيازمند عدم همکاری با حاکم و مشروعيت زدائی از حاکم شخصی است. برای گذار به دمکراسی ما چيکار بايد بکنيم؟ آيا با همکاری با رژيم و با مشروعيت بخشی با رژيم ما می توانيم گذار بکنيم؟ هيچ حاکم شخصی با ميل خود قدرت خودش را واگذار نکرده و تنها راه عدم همکاری و مشروعيت زدائی از حاکم است.
مينا بهارمست (راديوفردا): کسانی هم هستند که با مانيفست شما موافق هستند و خود را جمهوريخواه می دانند ولی آنها هم معتقد هستند که بايد در اين انتخابات شرکت کردو حمايت مشروط خود را از آقای معين اعلام کرد برای اينکه در شرايط مشخص کنونی با وجود رژيم کنوني، بتوانيد يک فضای سياسی و يک فضای بازی را ايجاد بکنيد تا در آن فضای باز بتوانيد برای برقراری دمکراسی و گذار به دمکراسی فعاليت بکنيد.
اکبر گنجی: فرض کنيد بنده و امثال بنده از نظر خودمان عدول کنيم و بيائيم اميد ببنديم به آقای دکتر معين برای آن برنامه ای که اعلام رسمی کرده اند برای دمکراتيک کردن نظام مستقر. در اين صورت من نکته ديگری را خدمت دوستانمان عرض می کنم که صرف اعلام و ارائه يک برنامه معطوف به دمکراسی مهم نيست. پيگيری عملی برنامه و ايستادن بر سر شعارها مهم تر است. التزام به قانون اساسی که در بيانيه آقای دکتر معين آمده و حرکت در چارچوب ساختار سياسی فعلی به نظر من پيگيری هر نوع برنامه آزادی خواهانه را ناممکن می کند. اگر بازهم بيائيم اين نکته را ناديده بگيريم، و بگوئيم، آقا، نه، شايد در چارچوب نظام موجود بشود برنامه آزاديخواهانه را دنبال کرد، بازهم گمان باطل می بريم که گذار به دمکراسی در چارچوب نظام جمهوری اسلامی امکان پذير است. نبايد فراموش کنيم که آزادی و دمکراسی به آدمهای شجاع، مقاوم و حاضر به پرداخت هزينه نياز دارد. دمکراسی که ما دنبال می کنيم دمکراسی بدون خشونت است. ما هرگز دست به خشونت نمی بريم و معتقد هستيم بدون توسل به خشونت می توان به دمکراسی دست يافت ولی بنده هيچ اعتقادی ندارم که بدون هزينه دادن بشود دمکراسی به دست آورد. در هيچ کشوری در دنيا گذار به دمکراسی بدون پرداخت هزينه صورت نگرفته است.
اکبر گنجی: آقاى دكتر معين چند شب پيش آمدند به منزل ما. من همانجا به صراحت به ايشان عرض كردم، در روزنامه ها البته با سانسور اين چاپ شد. من گفتم مشاورين و ياران اصلى شما اهل خطر كردن، ريسك كردن، هزينه دادن نيستند. بسيارى از اينها دوستان نزديك من هستند، اينها اصلاح طلبان محافظه كارى هستند كه در مواقع حساس و بحرانى چنان دست و پاى شما را مى بندند كه شما گام از گام نمى توانيد برداريد آقاى دكتر. شما ياران اصلى خودتان را بياييد از كسانى انتخاب كنيد كه حاضر باشند بروند زندان. تيم آقاى دكتر معين همين الان بايد نشان دهد كه اهل ايستادن است، اهل مقاومت است، اهل تعقيب مطالبات آزاى خواهانه است و براى اين كه نشان دهد اهل چنين كارى است، من يك اقدام سياسى را به اين دوستان پيشنهاد مى كنم. آقاى دكتر معين به همراه معاون اول خودش، به همراه سخنگوى خودش، به همراه اعضاى شوراى مركزى حزب مشاركت و شوراى مركزى سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى بروند مقابل زندان اوين و در آنجا براى آزادى كليه زندانيان سياسي، مطبوعاتي، دانشجويى و بركنارى دادستان تهران دست به اعتصاب غذاى نامحدود بزنند. در مقابل دستگاه قضايى ما چه كار مى كند؟ يا مى آيد زندانيان سياسى را آزاد مى كند كه اگر چنين كارى كند اين يك پيروزى بزرگ براى جنبش دموكراسى خواهى و شخص آقاى دكتر معين خواهد بود. اگر هم بيايد آقاى دكتر معين و دوستانشان را بازداشت و زندانى كنند، اين نشان مى دهد كه نظام سياسى موجود چقدر ظرفيت دارد براى تعقيب مطالبات آزادى خواهانه. همين يك عمل مى تواند تمام نگاه ها را به خودش معطوف كند و راى بسيار بالايى را در انتخابات براى آقاى دكتر معين به ارمغان بياورد. من دوست ندارم يك بار ديگر حادثه اى كه پس از دوم خرداد تكرار شد، تكرار شود. يعنى جامعه و نسلى به دنبال يك اميدهاى واهى برود و بعد به شدت سرخورده شود.



