تبليغاتX
ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد. . .
معصومه شفيعى همسر اكبر گنجى روزنامه نگار ايرانى در نامه اى به كوفى عنان دبيركل سازمان ملل متحد از او خواست از مسئولان جمهورى اسلامى بخواهد اكبر گنجى را آزاد كنند. اكبر گنجى روزنامه نگار زندانى اخيرا بعد از اعتصاب غذاى طولانى و بسترى شدن در بيمارستان ميلاد به زندان اوين بازگردانده شد. مينا بهارمست از راديو فردا از معصومه شفيعى پرسيده است در روزهاى اخير آيا موفق به ملاقات با آقاى گنجى شده است؟
معصومه شفيعى: متاسفانه در اين يك هفته اى كه ايشان به زندان متقل شدند، ما هر روز براى ملاقات رفتيم، ولى اجازه ندادند و گفتند بايد مجوز دادستانى باشد.

مينا بهارمست (راديو فردا): از طريق ديگري، از طريق خود مسئولان زندان و يا هر طريق ديگرى اطلاعى در مورد اين كه حال آقاى گنجى بعد از اعتصاب غذا الان چطور است نگرفتيد؟

معصومه شفيعى: آقاى خان ميرزادى مسئول زندان اوين ادعا كرده كه آقاى گنجى در بند عمومى نگهدارى مى شود. بنده بسيار با زندان اوين تماس گرفتم، بسيار سعى كردم ايشان را پيدا كنم. ولى به من مى گويند كه ايشان يا جلسه است، يا در بند است، يا در دسترس نيست، نيم ساعت ديگر زنگ بزنيد، يك ربع ديگر، يك ساعت ديگر، صبح زنگ بزن، بعد از ظهر زنگ بزن. من هرچه تلفن كردم به زندان موفق نشدم ايشان را پيدا كنم. ايشان كه اعلام كرده آقاى گنجى در بند عمومى است، بايد بگويد در كدام بند است، اين بند چه شماره اى دارد، من بايد بدانم ايشان كجاست. ولى از قرائن پيداست آقاى گنجى در بند ويژه اى است كه اصلا از سرپرستى رئيس زندان اوين هم خارج است. آقاى مولايى (وكيل اكبر گنجى) هم ديروز مراجعه كرده، ولى نگذاشتند ايشان را ملاقات كند. با توجه به 70 روز اعتصاب غذا و كاهش وزن 30 كيلوگرمى ايشان، در وضعيت مناسبى نبودند كه دوباره به زندان منتقل شوند. اين كه پزشكان حال عمومى او را خوب توصيف كردند، حال عمومى ايشان را بعد از اعتصاب غذا خوب توصيف كردند نسبت به آن بحران هايى كه گذرانده. ولى در مجموع آنطور نيست كه به زندان منتقل شود. من ديگر سكوت نخواهم كرد و به آقاى كوفى عنان هم نامه اى نوشتم، اعتراض كردم به اين وضعيت. ما بسيار نگران وضعيت آقاى گنجى هستيم.

م . ب: اين نامه اى كه به آن اشاره كرديد كه به كوفى نوشتيد، اخيرا نوشتيد با توجه به اجلاس سازمان ملل؟

معصومه شفيعى: بله من امروز (يكشنبه) اين نامه را نوشتم و بردم به سازمان ملل تحويل دادم.

م . ب: در نامه تان مشخصا از كوفى عنان چه خواستيد؟

معصومه شفيعى: خواستيم هنگامى كه آقاى احمدى نژاد به سازمان ملل سفر مى كند، ايشان را تشويق كند كه عدالت را در مورد اين زندانيان اجرا كنند از جمله آقاى گنجى.

م . ب: حدس و گمان هايى زده مى شد كه مذاكراتى با آقاى گنجى شده توسط مقامات قوه قضاييه. احتمال مى دهيد كه به خاطر اين مذاكرات دارند صبر مى كنند تا بعدا بشود آقاى گنجى را آزاد كنند.

معصومه شفيعى: آخر صبر كنند تا چه زماني؟ اگر مى خواستند آزاد كنند كه الان كه ديگر آقاى احمدى نژاد در شرف سفر به سازمان ملل است، بايد ايشان را آزاد كنند كه ديگر ايشان آنجا پاسخگوى هيچ مساله اى نباشد. به خود شخص من قول داده بودند ظرف ده روز آقاى گنجى را آزاد كنند و به من گفته بودند شما مصاحبه نكن، الان اوضاع خيلى بحرانى است، ما مسائل انرژى هسته اى را داريم، ما داريم صحبت مى كنيم و در مورد آقاى گنجى هم حقوق بشر به ايران فشار مى آورد و ما در يك موضعى قرار مى دهد كه از نظر ملى دچار ضرر مى كند. ولى متاسفانه آقايان خودشان را مسئول نمى بينند در مقابل قول و قرارها.
+ نوشته شده توسط آرش کمانگیر در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1384 و ساعت 12:5 |
بسيارى از ما در تابستان 67 هنوز وجود نداشتيم اما با اين خاطره خونين به دنيا آمديم.

با ياد همه ياران و مبارزانى كه در تابستان 67 پس از ,محاكمه, چند دقيقه اى و به جرم پايدارى بر عقايد سياسى و ايدئولوژيك خود وحشيانه كشتار شدند. با ياد كاشفان فروتن شوكران، مشعلداران آگاهى در شب جهل، پيام آوران مقاومت و نبرد در سياهچال هاى استبداد مذهبى. با درود به مادران، همسران، پدران و فرزندانى كه تسليم نشدند، جنايات را فراموش نكردند، جنايتكاران را نبخشيدند، و خاوران ها را گلباران نگاه داشتند.

شهريور ماه هر سال مى آييم، سرودخوان و سرزنده، به دور از نوحه خوانى و فرهنگ مرگ. هر سال مى آييم، جوانتر از سال پيش، پر عده تر از سال پيش. بسيارى از ما در تابستان 67 هنوز وجود نداشتيم اما با اين خاطره خونين به دنيا آمديم. شنيديم كه هجوم باتوم ها و بولدوزرها نتوانست اين واقعه تاريخى را دفن كند. شنيديم كه بيهوده اين گورهاى بى نام و نشان را بارها شخم زدند اما نام و نشان ها هر بار سرافرازتر از خاك روييد. ديديم كه اختناق بى اثر شد، سركوب به زانو درآمد، استبداد شكاف برداشت. ديديم كه بخشى از بانيان و عاملان كشتار 67 نقاب بر چهره زدند و اصلاح طلب و آزاديخواه شدند تا مردم را خام و خواب كنند. تا ريشه هاى استبداد و استثمار، دست نخورده بماند. تا جامعه، فراموش كند. تا زخم خوردگان، ديگر در پى عدالت نباشند و با قداره بدستان همزيستى كنند. ديديم كه وقتى صف مجرمان ضعيف و چند پاره شد، آمدند و بازى ,بد و بدتر, راه انداختند. اما تابستان 67 معيار و محكى اساسى براى تشخيص هر ادعايى است. چه كسانى فرمانش را دادند؟ چه كسانى آن را به اجرا گذاشتند؟ چه كسانى موافق آن بودند؟ و چه كسانى در برابر اين جنايت سكوت كردند؟ نمادهاى زندانيان سياسي، و قهرمانان مبارزه در راه آزادى مردم را نمى توان در صف آنان كه كشتار 67 را سازمان دادند و تاييد كردند پيدا كرد.

ما امسال فرياد مى كنيم خاوران و خاوران ها در سراسر ايران ديگر نبايد بى نام و نشان بماند. اينان ضعيف تر از آن هستند كه بتوانند در برابر خواست بر حق مردم بايستند. محل دفن جانباختگان، همه بايد مشخص شود. نام و نشان ها همه بايد در جاى خود قرار گيرد. نهال ها بايد نشانده و آبيارى شوند و گل ها همه جا را بپوشاند. مى توانيم مثل سالهاى گذشته، پيام بنويسيم، سرود بسازيم و شعر بسراييم. پيام هاى نو. سرودهاى نو. شعرهاى نو. بياييد تا امسال هر چه بيشتر مردم را به شركت در مراسم بزرگداشت جانباختگان تابستان 67 دعوت كنيم و با خود به خاوران ها بياوريم. بياييد يك صدا بخوانيم: سپيده در حال دميدن است.

+ نوشته شده توسط آرش کمانگیر در سه شنبه پانزدهم شهریور 1384 و ساعت 12:56 |

سالروز اعدام سال ۶۷ بر همگان تسلیت باد

+ نوشته شده توسط آرش کمانگیر در یکشنبه سیزدهم شهریور 1384 و ساعت 8:32 |
a