شهرزاد نيوز : روز شنبه 14 مرداد ساعت 6 بعد از ظهر، مراسم بزرگ داشتی به مناسبت زادروز قمرالملوک وزيري، اولين خواننده ی زن ايران، با حضور نزديک به 100 تن از موسيقی دانان، شعرا و نويسندگان و فعالين زنان بر سر مزار او در گورستان ظهيرالدوله برگزار شد. اين مراسم که از سال 1380 و _برای اولين بار به همت اعضای مرکز فرهنگی زنان_ همه ساله برگزار شده است، امسال نيز با سخنرانی ، شعرخوانی و اجرای زنده ی موسيقی و پخش صدای آواز خود قمرالملوک وزيری اجرا شد
مراسم ختم اكبر محمدی در روستای كنگميان واقع در 30 كيلومتری جاده آمل - بابل برگزار شد . در اين مراسم پدر و مادر اكبر محمدی، منوچهر محمدی كه از زندان مرخص شده تا درمراسم خاكسپاری و ختم برادرش شركت كند و عده ای از مردم محلی و كسانی كه از شهرهای ديگر به محل رفته بودند حضور داشتند. شمار زيادی از نيروهای امنيتی با لباس شخصی نيز مردم را در ميان گرفته بودند. مادر اكبر محمدی ميان مردم شيرينی پخش كرد و گفت اين شيرينی علی اكبر ماست! گزارش شده است كه جمعی از اعضای دفتر تحكيم وحدت و سازمان ادوار تحكيم كه با يك مينی بوس عازم اين محل بوده اند، وسط راه بازداشت شده اند. درباره بدنه شكنجه شده اكبر محمدی نيز پدر و مادر وی طی نامه سرگشاده ای به مجامع بين المللی و با استناد به اظهارات دائی اكبر محمدی كه در مراسم غسل و كفن اكبر محمدی حضور داشته:
پيشانی او ورم كرده و دندانهايش از دهان بيرون زده بود. كاسه سرش شكسته بود. كتف و بازو، پشت، بالای شانه و كف پاها كبود بود، شكمش فرورفته و دندههايش بيرون زنده بود و در موقع شستن از ناحيه پشت سر و درون گوش خون ميآمد كه پنبه گذاشتيم. انگشتان دستهايش جمع شده بود، دور مچهای دست و پايش كبود بود و هالهای از كبودی دور چشمانش گرفته بود و وزن اكبر كه قبل از اعتصاب غذا نو و پنج كيلو بوده به حدود چهل و پنج كيلو تقليل يافته بود. من و همسرم باتفاق اقوام وآشنايان در زمان دفن، جنازه اكبر را بشرحی كه در بالا توصيف شد مشاهد نموديم. جنازه شبيه اكبر نبود و انگار قبل از آوردن به آمل بشدت گريم شده بود
مقامات وزارت دادگستري مي گويند که هنوز جواب کالبد شکافي محمدي نيامده است. آنها همچنين خبر دستگيري پدر ومادر محمدي در فرودگان مهرآباد را رد کرده اند. محمدي 38 ساله، دومين زنداني است که در طي سه سال گذشته در زندان اوين جان خود را ازدست مي دهد. در ماه ژوئن سال 2003، زهرا کاظمي، عکاس-خبرنگار کانادايي-ايراني، در همين زندان درگذشت. مقامات ايراني او را هنگام عکاسي خارج از زندان، دستگير کردند. چند روز بعد، کاظمي به حالت کوما رفت ودرگذشت. برطبق اظهارات وکلاي خانواده کاظمي، در بدن وي نشانه هاي شکنجه ديده مي شد. مقامات رسمي ايراني کسي را در رابطه با مرگ وي مقصر نشناختند.
سارا ليا ويتسون مدير بخش خاورميانه وشمال آفريقاي سازمان ديده بان حقوق بشر گفته است : "هر مرگي در زندان بايد مورد تحقيق قرار بگيرد. اما شکست براي پيگيري وتحت تعقيب قرار دادن افراد مسئول در قتل کاظمي بر انجام تحقيقات مستقل در مرگ اکبر محمدي تاکيد مي کند." دولت جمهوري اسلامي بارها تشکيل کميته مستقل تحقيق براي بررسي چگونگي مرگ زهرا کاظمي را رد کرد.
سازمان ديده بان حقوق بشر خواستار تشکيل کميته اي شامل متخصصان پزشکي و وکلاي مستقل ايران براي تحقيق وگزارش براي عموم مردم درخصوص شرايطي که به مرگ محمدي انجاميد، شده است. اين سازمان همچنين نگراني جدي خود را در خصوص سلامت وايمني ديگر زندانيان سياسي که به خاطر عقايدشان در زندان نگهداري مي شوند، ابراز کرده است. درحالي حاضر بسياري ديگر از افرادي که به خاطر فعاليت هاي سياسي در زندان هستند، درمعرض بدرفتاري و از دست دادن سلامت خود هستند.
مقامات رسمي محمدي را در سال 1999 بعد از شرکت او در تظاهرات دانشجويي در دانشگاه تهران دستگير کردند. او ابتدا در سپتامبر 1999 به مرگ محکوم شد. اما بعدا حکم او به 15 سال زندان در آوريل 2001 تقليل پيدا کرد.
سازمان ديده بان حقوق بشر به نقل از منابع گوناگون خاطر نشان کرده که محمدي بعداز دستگيري در سال 1999، بارها شکنجه شده ومورد بدرفتاري قرار گرفته به نحوي که موجب اختلال جدي در سلامتي وي شده است.
علي افشاري، به سازمان ديده بان حقوق بشر گفته که محمدي به او جزييات شکنجه وضرب وشتم خود را شرح داده است. يکي ديگر از زندانيان سابق که همچنين با محمدي در زندان اوين به سر مي برد، واو را به خوبي مي شناخت، تاييد کرده است که محمدي به صورت جدي شکنجه شده است و وضعيت سلامتي اش به شدت خراب شده بود.
برادر اکبر محمدي، رضا محمدي، اظهار داشته است که بازجويان بعد از دستگيري او در سال 1999 چندين بار اکبر را شکنجه کرده اند. رضا به سازمان ديده بان حقوق بشر گفت : " او قبل از دستگيري سال 1999 از سلامت برخوردار بود، اما در طي مدت بازداشت با عوارض بغرنجي زجمله خونريزي داخلي، صدمه در ستون فقرات وعفونت ريه روبرو شد."
ديده بان حقوق بشر ياد آور شده روز دوشنبه، سي ويکم جولاي، همزمان با آن که وزير دادگستري جمال کريمي راد، مرگ محمدي را در زندان تاييد کرد، سهراب سليماني، مدير زندان اوين، گفته که شب گذشته وضعيت محمدي رو به وخامت گذاشته واو تحت مراقبت هاي پزشکي بوده است. اما او اصرار کرده است که به سلولش برگردانده شود. به محض باززگشت او وضعيتش دوباره بدتر مي شود وهنگامي که درحال انتقال به کلينيک بود، درگذشت.
سليماني، که پيش از اين گزارش ها را انکار کرده بود، همچنين تاييد کرده که محمدي از تاريخ 25 جولاي دراعتصاب غذا بوده است وتنها آب وچاي مصرف مي کرده است. در 25 جولاي، وقتي خبرگزاري ها گزارش دادند که محمدي اعتصاب غذا کرده است، سليماني گفت که " من مطلقا اين موضوع را که اکبر محمدي در اعتصاب غذاست را تکذيب مي کنم."
اطلاعيه کانون نويسندگان درباره مرگ اکبر محمدي
اين در حالي است که کانون نويسندگان ايران نيز با صدور بيانيه اي خواستار انجام تحقيقات مستقل در رابطه با مرگ اکبر محمدي شد. اين کانون با انتشار بيانيه اي خطاب به مردم ايران نوشت : "خبر مرگ تاسف بار اکبر محمدي، دانشجوي معترض زنداني، قلب هر انسان آزادي خواه را به درد آورد. اکبر محمدي در جريان اعتراض هاي دانشجويي ۱٨ تير ۱٣٨۷ همراه با عده ي بسياري، از جمله دانشجويان دستگير و به او حکم اعدام داده شد. او چند سال زير حکم اعدام بود و سرانجام به پانزده سال زندان محکوم شد. اما در هفتمين سال زندانش، پس از اعتصاب غذا، به طور ناگهاني و مشکوک درگذشت."
در ادامه اين بيانيه آمده است: "وکيل مدافع او در بحراني ترين لحظه هاي زندگي اکبر محمدي اجازه ملاقات با او را نيافت. از سوي ديگر محافل حقوق مستقل مرگ او را مشکوک اعلام کرده اند و از سازمان ها و پزشکان بين المللي خواسته اند که جسد او را کالبدشکافي کنند. چرا که در غير اين صورت، سرنوشت پرونده ي او به سرنوشت پرونده ي زهرا کاظمي دچار خواهد شد. عوامل موثر در اين فاجعه مي خواهند بي درنگ نشانه هاي جرم خود را در زير خاک پنهان کنند."
کانون در نهايت تاکيد کرده است : "کانون نويسندگان ايران که وظيفه ي خود را دفاع بي قيد و شرط از آزادي هاي فردي و اجتماعي مي داند، به اين نوع رفتارهاي ضدانساني که بارها اتفاق افتاده است، به شدت اعتراض مي کند و از همه ي سازمان هاي بين المللي حقوق بشر مي خواهد که براي افشاي اين جنايت جديد پافشاري کنند. کانون نويسندگان هشدار مي دهد که با توجه به بحران هاي کنوني که کشور را فرا گرفته، جان ديگر زندانيان سياسي نيز در خطر است. "
گردهمايى اعتراضى دفتر تحكيم وحدت و سازمان دانش آموختگان ايران پيرامون شهادت دانشجوى زندانى اكبر محمدى با عنوان "سوگ رهايی" عصر امروز و از ساعت 18 برگزار شد .
در اين نشست به همراه شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ايران و شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت جمع کثيری از فعالان سياسی و مدنی حضور داشتند . از جمله اين چهره ها می توان به : تقی رحمانی ، هدی صابر ، عباس عبدی ، خسرو سيف ، هاشم آغاجری ، حبيب الله پيمان ، محمد بسته نگار ، محمد توسلي، بها الدين ادب ، محمد علی عمويی ، فريبرز رييس دانا ، هرميداس باوند ، بابک احمدی ، خشايار ديهيمی ، محسن کديور ، رضا عليجانی ، معصومه شفيعی ، حسين انصاری راد ، عيسی سحرخيز ، احمد زيدآبادی ، مجيد تولايی ، حسين رفيعی ، نرگش محمدی ، خليل بهراميان ، شيوا نظر آهاری ، کيانوش سنجری و ... حضور داشتند .
همچنين در اين نشست اعضای هيات مديره سنديکای شرکت واحد تهران ، فعالين جنبش زنان ، شورای تهران دفتر تحکيم وحدت ، خانواده حشمت الله طبرزدی و ... نيز حضور داشتند .
در اين نشست تعدادی از حاضران به سخنرانی پرداخته و نسبت به درگذشت اکبر محمدی در زندان اوين اعتراض کردند. که به زودی در ادوارنيوز منتشر خواهد شد .
همچنين در اين گردهمايی سازمان دانش آموختگان ايران و دفتر تحکيم وحدت قطعنامه ی مشترکی را صادر کردند.
متن اين قطعنامه به شرح زير است :
قطعنامه پايانى گردهمايى اعتراضى دفتر تحكيم وحدت و سازمان دانش آموختگان ايران و پيرامون شهادت دانشجوى زندانى اكبر محمدى
, پرچم مرگ بر فراز اوين ،
و هزاران شمع ـ خاموش در زمين .
با اينهمه
نه پادشاهان ، نه رداپوشان
هرگز نتوانستند ، نتوانستند بميرانند
اين شعله بزرگ را
كه مى گستراند تن
در سرزمين كاوه ، تهمتن ,
جان بخشيدن در راه عقيده سخاوتى است ؛ خاص آنانى كه زندگى و جوانى خويش را وقف روشنگرى ستمگرى هاى رفته بر خود و مردمانشان ساخته اند . آنانى كه از پى پيگيرى سرافرازى ميهن و ملتشان ، جان بر كف ، پاى بر ميدان نبرد مى گذارند . كسانى كه روزى بر بيگانه ى متجاوز مى تازند و روزگارِ ديگر را به جنگ با استبداد وطنى سپرى مى كنند ؛به راستى كه آنان شاهدان زمان خويش اند و شايسته شهيد ناميده شدن و درتاريخ جاوانه ماندن .
اكبرمحمدى از متهمان 18 تير 1378 سرانجام جان خويش را در كف ايفاى رسالت روشنگرانه ى دانشجويى خويش در افشاى ستمگرى هاى رفته بر خود و ساير زندانيان سياسى نهاد . مرگ او در زندان شهادتى است بردروغ گويى و خوى سركوب گرى آنانى كه منشور حقوق شهروندى ابلاغ مى کنند .بى شك آغاز جاودانگى اكبر محمدى انعكاس صداى ناشنيده او در حيات سراسر مبارزه اش خواهد بود.
دفتر تحكيم وحدت و سازمان دانش آموختگان ايران ضمن تسليت و تعضيت مجدد شهادت اكبر محمدى به خانواده رنج كشيده محمدى وساير مبارزين راه آزادى ميهن وملت ،لازم مى دانند نكاتى را مورد توجه قرار دهند :
1 - تاريخ معاصر ايران بيانگر تلاش مستمر ايرانيان در رهايى از چنگال استبداد است . عجب كه در صد سالگى مشروطيت جان انسانها بهايى ندارد و مهمترين خواسته مشروطه چيان كه استقرار قانون و تحديد قدرت بى حساب و كتاب حاكم در برابر مردم بى پناه بوده است همچنان پا برجاست ، وقتى حاكمى پاسخگوى خوى و كردار خويش نباشد آن چنان مى شود كه عمّال او نيز هر حكمى بخواهند مى رانند بى آنكه ترسى از عاقبت خويش داشته باشند . مثال اينكه در نزديكى صد سالگى مشروطه زهرا كاظمى در زندان به قتل مى رسد و هيچ نهادى مسئول و پاسخگو و مجازات نمى شود . امروز نيز در صد سالگى مشروطه انسانى در زندان جان مى سپارد بى آنكه بگويند دليل جان سپردنش چه بوده است ، شبانه جسم بى جان آن را به خاك مى سپارند بى آنكه پزشكانِ بى طرف امكان پرده برداشتن از راز پر كشيدن روح او از جسمش را داشته باشند . البته حاجت و دليلى ازحكومتى كه همچنان بر طبل خودكامگى مى كوبد نمى توان طلب كرد. اما روشن است كه براى مقابله با مطلقه و خودكامگى و ريشه هاى كهن آنها بايد به مبارزه تاريخى خويش تداوم بخشيد ، امروز بيش از همه وقت تداوم مبارزه براى استقرار آزادى ، دمكراسي، حقوق بشر و عدالت اجتماعى در گرو اتحاد بيش از پيش نيروهاى مؤمن به آرمانهاى مشروطيت خواهى ديروز و جنبش دموكراتيك مسالمت آميز امروز است .از اين روست كه اتحاد بزرگ نيروهاى تحول طلب ايرانى مى تواند با اعمال فشار مضائف بر دستگاههاى امنيتى و قضائى ايران خواهان روشن شدن سريع و صريح دلايل جان سپارى اكبر محمدى شود. و گامى نيز در جهت پاسخوگو كردن حكومت خودكامه ايران بردارد. انجام اين وظيفه كمترين دينى است كه نيروهاى تحول طلب ايرانى در قبال آرمان هاى مرحوم اكبر محمدى و خانواده داغداراش پرداخت خواهند كرد .
2 - وضعيت حاكم بر زندانهاى ايران بسيار وحشت آميز گزارش مى شود . خبر رفتار ددمنشانه مأ موران زندان با مرحوم اكبر محمدى كه با چسب زدن به دهان ايشان و بستن دست و پايش در هنگام بازديد پارلمان نشينان از زندان اوين همراه بوده است، نشان از عمق بد رفتارى با زندانيان سياسى دارد . آنچنان كه آنچه كه در اوين و ساير زندانها مى گذرد از محارم و كارگزاران نظام نيز پنهان نگاه داشته مى شود . از اين رو از مجامع مستقل حقوق بشرى در سرتا سر دنيا انتظار مى رود نسبت به تحديد جان زندانيان سياسى در بند حكومت جمهورى اسلامى ايران به ويژه احمد باطبى اعتراض و خواهان بهبود وضعيت آنان از سوى مسؤلين ايرانى شوند . بديهى است مسئوليت حفظ جان تك تك زندانيان بر عهد مسئولين قوه قضائيه و دستگاههاى امنيتى مى باشد وعواقب رخداد هر واقعه ناگوارى از اين دست متوجه مجموعه حاكميت جمهورى اسلامى خواهد بود .
3 ? جنايت هولناك مرگ اكبر محمدى در زندان اوين در شرايطى به وقوع پيوسته است كه رسانه هاى وابسته داخلى در سايه هياهوى جنايات رژيم اسرائيل ، سعى در به انحراف کشاندن افکار عمومى ايرانيان از نقض آشکار و بى پرده حقوق انسانى در داخل دارند افكار عمومى ايرانيان را منحرف ساخته اند. شدت گرفتن سركوب نيروهاى تحول خواه با سؤ استفاده از مناقشات خارجى نشانى از نشانه هاى بيشمار آغاز دوران افول اقتدار حاكميت دارد . وظيفه خود مى دانيم ضمن محكوميت نقض حقوق بشر از هر طريقى من الجمله جنگ و خونريزى در هر كجايى از دنيا، وجدان بيدار ايرانيان را متوجه نقض گسترده حقوق بشر در درون مرزهاى كشور و ظلم هاى رفته بر هموطنان شان داريم. لذا از عموم هموطنان و نهادهاى مستقل مدنى داخلى دعوت مى كنيم با ابراز اعتراض نسبت به شهادت دانشجوى مبارز راه آزادى وطن اكبر محمدى در زندان مخوف اوين ،حساسيت خويش را نسبت به نقض گسترده حقوق بشر در زندانهاى جمهورى اسلامى ابراز دارند.
4 ـ در كشورى كه گويى مرگ بر زندگى ترجيح دارد ، تابستان فرصتى را براى حاکميت فراهم آورده براى توطئه بر ضد ملت و قتل و كشتار و سركوب مخالفين . اين نيز نشان از آغاز دوران افول اقتدار ايشان دارد. چه اگر اين نبود فرصت تعطيلى دانشگاه را به فرصت سركوب تعبير نمى كردند . حاكمان خود خوب مى دانند و ما نيز هشدار اكيد مى دهيم كه حافظه دانشجو آنچه را كه به ناحق بر او روا داشته مى شود را به خوبى به ياد خواهد سپرد . فراموش نكنيد كه حافظه آنان را اعمال شما پر مى كند ، چوب خط شما پرشد .پس در پس تابستان پائيز و اول مهرى خواهد آمد كه ياران دبستانى دست در دست هم به خون خواهى يار شهيدشان برمى خيزند .
اميد كه روحش را شاد بداريم .
به اميد سرافرازى ميهن و ملت
شوراى مركزى دفتر تحكيم وحدت و شوراى مرکزى سازمان دانش آموختگان ايران اسلامى (ادوارتحکيم وحدت)
11 مرداد 1385
اوين، اين هيولای خون آشام، بار ديگر پنجه در جان مبارزی رنجور افکند. خاطرات تلخ سالهای زندان در مقابل ديدگانم ورق می خورد.
پاييز پنجاه و هشت، سال اعدام های کور. من از پشت ميله های زندان، نظاره گر خشم انقلاب بودم. نه محاکمه اي، نه دفاعي، نه عدالتی. انقلاب منطق خودرا دنبال می کند. سال پنجاه و نه، سال رگبار و تک تيرها، خواب را از چشمانم می ربايد. سال شست، سال سياه غلتيدن جوانان در خون سرخ خويش. سال رگبار ها، سال توفان، سال دفن بی کفن ها. من می مانم و از تيرباران ها می گذرم تا با دلی پر از اندوه به سوگ ياران بنشينم. سال شست و هفت، سال جنون هيولای چند سر، سال اعدام های انفجاري، سال گودال های اوين، سال تولد خاوران در کابوس زمان.
سال های زيادی سپری می گردد و تيرباران هم بندانم در سکوت سنگين زمان از ديد هموطنانم می گريزد. ناگهان در قتل بانوی دلاور زهرا کاظمي، بغض ايران می ترکد. نوری بر تاريک خانه اوين می تابد. ناباورانه اميد بستم که اين آخرين قربانی اوين باشد. سد افسوس که چنين نشد و اينک در تابستان هشتاد و پنج در سوگ اکبرمحمدي، هم بند ديگری بايد نشست.
چرا دماوند چنين خاموش ايستاده است.
به ياد همه ياران به خون غلتيده و هم بند از دست رفته ام، جمعه سيزدهم مرداد، ساعت هشت شب، شمعی روشن نموده و دست های خود را به نشانه خشم و بيزاری از هيولای مرگ، مشت خواهم نمود.
تهران، دهم مرداد ۱۳۸٥
عباس امير انتظام
به گزارش خبرگزاری ايرانيوز، در پی درگذشت اکبر محمدی؛ زندانی سياسی که به دليل فعاليت در وقايع ۱۸ تير ۷۸ زندانی و دستگير شده بود، صبح روز شنبه جمعی از خانوادهها و فعالين سياسی به نشانه اعتراض به مسؤولان زندان در مقابل زندان اوين تجمع کردند.
در اين تجمع که حدود ۲۵ نفر از زنان و مردان فعال سياسی در آن حضور داشتند و چند تن از دانشجويان فعال سياسی نيز در ميان آنها ديده میشدند، خانمی که اظهار میکرد مادر يکی از مبارزين پيش از انقلاب بوده، با صدای بلند اعتراض خود را نسبت به درگذشت اکبر محمدی اعلام میکرد و شعارهايی را سر میداد.
از سوی ديگر زنی که خود را يکی از ورزشکاران سابق ورزشگاه حجاب میخواند و ادعا میکرد يکی از برادرانش در حوادث ابتدای انقلاب کشته شده، اظهار میکرد که اين جمعيت در اعتراض به عدم آزادی در اينجا جمع شدهاند و مدعی بود که همه مردم ايران خواهان آزادی و کار هستند و اگر اين ۲ را به مردم بدهند، کسی اعتراضی ندارد.
اين تجمع که بيش از يک ساعت هم به طول نينجاميد و در طول مدت آن بارها و بارها جر و بحثهای مکرر ميان تجمعکنندگان اتفاق افتاد، در پايان با سخنان يکی از معترضان که ادعا میکرد جنازه اکبر محمدی هم اکنون به آمل منتقل شده و توسط نيروهای پليس در حال گردانده شدن در خيابان است و باز ادعا میکرد که هم اکنون شهر آمل شلوغ است و ... پايان يافت.
اين عضو حاضر در تجمع غير قانونی در مقابل زندان اوين همچنين از حاضران خواست که با سر دادن سرود «ای ايران، ای مرز پرگهر» متفرق شوند و در مراسم گراميداشتی که اظهار میکرد چند روز آينده برای اکبر محمدی برگزار خواهد شد، شرکت کنند.
گفتنی است؛ حاضران در تجمع اظهار میکردند که صبح فردا جنازه اکبر محمدی در شهرستان آمل تشييع خواهد شد.
در پايان نيز يکی از اعضای شورای تهران دفتر تحکيم وحدت به خانمی که در پايان تجمع سخنرانی کرده بود، نزديک شد و از وی خواست که با حضور در دفتر تحکيم وحدت اقدامات آتی را به صورت هماهنگ انجام دهند.
وی اظهار داشت که امروز در سازمان ادوار دفتر تحکيم وحدت، جلسهای تشکيل خواهد شد تا در مورد اقدامات آتی در خصوص مرگ اکبر محمدی تصميمگيری شود.
همچنين برخی از حاضران در اين تجمع ادعا میکردند که خانواده احمد باطبی يکی ديگر از زندانيان سياسی نيز امروز در مقابل دفتر سازمان ملل در تهران به نشانه اعتراض حضور دارند.
گفتنی است؛ محوطه اطراف زندان اوين و محل تجمع معترضين به مرگ اکبر محمدی، توسط نيروهای پليس به طور کامل تحت کنترل بود و تجمع نيز آرام پايان يافت
برای پی گيری علت مرگ اکبر محمدی
نامه گنجی به عفو بين الملل و نوآم چامسکی
۱۰ مرداد ۱۳۸۵
اکبر گنجی ناراضی سرشناس ايرانی در نامه ای به دبيرکل عفو بين الملل و پروفسور نوآم چامسکی ضمن اعلام نگرانی خود نسبت به جان زندانيان سياسی ايران خواستار آن شد که پزشگان مستقل بين المللی برای کشف حقيقت علت مرگ اکبر محمدی دانشجوی ايرانی به تهران اعزام شوند.
در نامه گنجی به چامسکی آمده است:
جناب پروفسور جامسکی
خبر کوتاه اما فاجعه بار بود. اکبر محمدی از دانشجویانی که در تیر ماه 78 13بازداشت شد پس از یک دوره اعتصاب غذا به دلیل نامعلوم در زندان اوین درگذشت. او بیمار و زندانی بود. زندانی رژیمی که او را به دلیل عقایدش زندان کرده بود. او در کشوری می زیست که مرگ هزینه آزاد زیستن و آزاد فکر کردن است.
پس از قتل خانم زهرا کاظمی در زندان اوین نظام جمهوری اسلامی ایران با ترفند های مختلف مانع از بازدید پزشگان مستقل از جنازه وی شد. و حتی اجازه نداد تا جنازه وی را به مکانی که فرزندش می خواست منتقل کنند اینک نیز معلوم نیست با جنازه اکبر محمدی چه می کنند. خبرها بسیار متفاوت و متناقص است.
در عین حال همان گونه که بارها جنبش تحول دموکراتیک ایران تاکید کرده است خواستار آزادی بی قید و شرط کلیه زندانیان سیاسی عقیدتی هستیم یعنی آن ها که به خاطر عقایدشان و نظرات دگراندیشانه شان در بند و اسیرند.
از جنابعالی به عنوان يک انسان آزادیخواه درخواست می نمايم تا از نفوذ خود استفاده کرده و پزشگان برای حقوق بشر را راهی ایران نمائید تا پس از معاینه کامل جنازه گزارشی واقعی از آن چه اتفاق افتاده در اختيار افکارعمومی جهانيان قرار گیرد.
اکبر گنجی 31 جولای 2006
با اين اميد ما روز به روز قد می کشيديم هيچگاه فکر نمی کرديم آن طرف درب دانشگاه تهران رباطهايی منتظر ما هستند که هرآرزوی تازه را بخشکانند . به ازای هر آرزوی تازه يک بار کارت دانشجويی ات سوراخ می شد و ما بيمی نداشتيم از سوراخ شدن کارتهايمان ، آخر يک عالم آرزوی تازه داشتيم آرزوهايی که به پدر و مادرخسته ات وعده ی تحقق شان را داده بودی و عهدی که با مادرم بسته بودم که زندگيش را من تکرار نکنم .
درب دانشگاه به رويمان گشوده شد بوی باروت و خون18تير سال 78 هنوز بخشی از زندگی ماست . بعد آن هر کدام از ما به گوشه ای از ايران پرت شديم و بايد تسليم روزمره گی نمی شديم، کار، مبارزه ، کار، مبارزه ، شايد تو فکر کردی ما فراموشت کرديم . در تمام دورانی که وجود نازنينت از ما دور بود، تو و آرمانهای بلندت با ما بود اين را نوع زندگيمان شاهدی بر ادعاست .
هرگز نمی شد تو را و منوچهرمحمدی را وناصر زرافشان را و اسانلو را و بسياری نامهای ديگر راکه بنا بر منافع ها و دادو ستدهای فرقه ای تکرار نشدند اما در سياه چالها در کنارت بودند فراموش کرد .
اخر تو فقط اکبرمحمدی نبودی دستهای تو رهبران بی غل و غش و فروتن ما بودند که در اوج دوران سياهی پرچم آزاديخواهی و نو انديشی و برابری طلبی را بلند کردند و تو تا آخر لحظه های حياتت به راهت وفادار ماندی .
اما کاش ميدانستی که مثل تو چقدر کم اند و بی نظير و جنبش ما چقدر به وجودت نياز دارد و کاش می دانستی که مادرانی مثل مادر تو چقدر کم اند و شايان ستايش و بزرگی ، که در مصاحبه هايش فقط جگرگوشه اش را نمی بيند و خواهان آزادی تمام در بندان سياسی است .
آری تو فقط اکبر محمدی تنها زندانی مادرت نبودی مادرت اکبر محمدی هايش در زندان بودند ، نميدانم شايد آنقدر اين زمانه برايت هولناک بود و زمختی اين هولناکی قلب درياييت را آزرده بود که اين گونه انتخاب کردی و ما را تنها گذاشتی و چقدر از اين به بعد راه سخت تر است گرچه افقها روشن .
اين خبر دردناک مرا دوباره با خود به اعماق گذشته برد، گذشته ای که بر گردن عشق و آزادی زنجير کشيدند و آينده ی تو را و ما را امتداد پوسيده و خشن اين زنجير رقم ميزد و تو سر فرازانه بر نبض حيات آن گذشته حقير خط بطلان کشيدی .
پس به سان انسانی بزرگ و والا با آرمانهايی خالی از هر چه تصور پست بر بلندترين قله تاريخ رهايی بشر خواهی درخشيد و سعادت بر ما که هم نسلان تو بوديم و نمی گذاريم تاريخ وارونه ، بر مزار آرزوهايمان ضريح های طلايی دروغين بسازد. باشد و تا دست يافتن به آمالهايمان تو با تک تک سلولهايمان ، با ما نفس خواهی کشيد وجاودانه زندگيت مظهر توانايی بشر برای تغيير سرنوشت خويش خواهد بود .
ديبا عليخانی ? دبير جامعه حمايت از زنان
جنبش دانشجويی يک يار و هم رزم خود را از دست داد. قتل اکبر محمدی بدست مرتجعين اسلامی قلب هر انسان آزاديخواهی را به درد می آورد، اندوه از دست دادن او چون شعله ای در قلب ما فعالين جنبش دانشجويی زبانه کشيد. قتل او توسط رژيم زخمی بر پيکر جنبش مستقل دانشجويی است. اين زخم را بی پاسخ نخواهيم گذاشت. و پاسخ ما به اين جنايت وقيحانه همانا سازماندهی مبارزات رزمنده و گسترده و پيگير عليه جمهوری اسلامی است.
زندانی سياسی اکبر محمدی در مبارزات دانشجويی تيرماه 78 دستگير شد و از آن هنگام تا کنون در زندان بسر برد. او عليرغم بيماری و ناتوانی ناشی از 7 سال زندان جان خود را بهای پافشاری بر عقايدش و دفاع از آرمانهايش کرد. اين گونه مقاومت های دليرانه آثار زيادی بر روحيه مبارزاتی مردم می گذارد و توشه خوبی برای پيشبرد اين مبارزات استو
اکبر محمدی حتی در وصيت خود هم به مبارزه خود با جهل و خرافات پرداخت و توصيه کرد که لباس سياه برايش به تن نکنيم. ما بهترين راه را برای گرامی داشتن خاطره او بر می گزينيم. ما راه اورا ادامه می دهيم و با سازماندهی مبارزات مستقل خود، جنبش دانشجويی را تداوم می بخشيم. تا ياد او برای هميشه در صفحات درخشان جنبش مستقل دانشجويی برای جامعه ای عاری از ستم و استثمار ثبت شود.
قتل اکبر محمدی در زندان اوين هشداری جدی برای جنبش دانشجويی به طور خاص و مردم آزادی خواه جهان به طور عام است. هم اکنون جان دهها و صدها زندانی سياسی همچون احمد باطبی در خطر است، ما می توانيم و بايد با اعتراضات گسترده و متنوع در سطح داخلی و بين المللی مرتجعين اسلامی را رسوا کرده و از دست درازی آنان به ساير آزادی خواهان در بند جلوگيری کنيم.
قاتلان اکبر محمدی بايد بدانند که با حذف او نسل جوانان آزادی خواه پايانی نخواهد يافت. ايثار و از خود گذشتگی اين زندانيان الگويی برای پيشروی جنبش دانشجويی و جوانان است.
مرتجعين جمهوری اسلامی بايد بدانند که اين جنايت را نه می بخشيم و نه فراموش می کنيم و نه فريب می خوريم. همان گونه که هم بندان او می گويند:
"می دانيم راه آزادی ايران راهی پر رنج وطولانی است، می دانيم اکبر محمدی اولين جان باخته اين راه نيست وآخری آن هم نخواهد بود، می دانيم که کابين آزادی بسيار گران است، با اين حال به مردم ايران وبه همه خانواده های جان باخته راه آزادی وبه خانواده "محمدی " اطمينان می دهيم که ايستاده ايم وبهای آنرا به نقد جان می پردازيم."
در پايان از همه دانشجويان و آزادی خواهان دعوت می کنيم که با حضور گسترده خود در مراسم خاکسپاری اکبر محمدی اين مراسم را به يک مبارزه رزمنده و جدی بر ضد رژيم بدل کنند.
همه زندانيان سياسی آزاد بايد گردند .
تمام دانشجويان در بند آزاد بايد گردند..
مردم ستمديده ايران: سرانجام " اکبر محمدی" هم بند ما، به دنبال اعتصاب غذای خود که ازهفته پيش برای آزادی خود وساير زندانيان سياسی آغازکرده بود، پس ازآنکه به علت وخامت حالش به بهداری زندان اوين منتقل شد به علت خودداری مسئولان مربوطه ارانجام کوچکترين خدمات پزشکی درمورد او حدود ساعت هشت ديشب يکشنبه 8/ 5/85 نرداد جان فدا کرد.
اکبر محمدی ازبيماريهای گوارشی وديسک کمر رنج می برد وبه همين دليل مدتها برای معالجه به خارج زندان منتقل شده بود وپس ازبرخی معالجات چون پزشکان اعلام کرده بودند به علت خالی شدن مايع نخاعی
عمل جراحی درمورد اودرداخل کشور امکان پذير نيست با مرخصی نامحدود درخارج زندان بسر می برد، اما درماه گذشته مامورين امنيتی مجددا اورا دستگير وبه زندان منتقل ساختند. اودر بيانيه ای که درآغاز اعتصاب غذای خود منتشر ساخت يادآوری شد که او وصدها زندانی ديگر همانند او بی هيچ موجبی جز عشق به ميهن ومردم درزندانها فرسوده وتباه می شوند وچون هيچ وسيله ديگری برای مبارزه با اين ستم فجيع نداشت خود را وسيله اين مبارزه قرارداد .ما جان باختن اين هم بندخودرا به خانواده محمدی ومردم ايران تسليت می گوئيم .وبه آنها اطمينان می دهيم که برخلاف توصيه امثال آقای گنجی ، آنچه را که بر" اکبرمحمدی" واکبرها ی ديگر رفته است هرگز " نه می بخشيم ونه فراموش می کنيم " .
می دانيم راه آزادی ايران راهی پر رنج وطولانی است ، می دانيم اکبر محمدی اولين جان باخته اين راه نيست وآخری آن هم نخواهد بود، می دانيم که کابين آزادی بسيار گران است، با اين حال به مردم ايران وبه همه خانواده های جان باخته راه آزادی وبه خانواده " محمدی " اطمينان می دهيم که ايستاده ايم وبهای آنرا به نقد جان می پردازيم./ روحش شاد
زندانيان بند 350 زندان اوين
مصاحبه خبری وزير عدليه ج.ا گزارش شفاهی يك دانشجوی دانشگاه... بنام " هه..." كه از زندان بيرون آمده، به پيك نت:
درباره احمد باطبی هم بعدا می گويم!
«من و چندتای ديگه از بچه ها را در ميدان 7 تير، روزی كه زنان اعلام تجمع كرده بودند گرفتند. در زندان من را روی يك تخت بستند و با دستگاهی شبيه دستگاه جوش اكسيژن پشتم را سوزاندند. قبل از آن بازجو به دو نفر ديگر كه كنار دستش بودند گفت، برای آنكه درد زنان را بهتر بفهمد ببريدش به آن اتاق. من را بردند و بهم تجاوز كردند... فعلا هم مثل خيلی های ديگر از درس محرومم كرده اند. خيلی ها را به اين اتهام كه چپ هستيد از درس محروم كرده و از دانشگاه اخراج كرده اند... »
مصاحبه وزير دادگستري(عدليه):
«ايشان به ما ديروز اعلام كرد كه حالشان خوب نيست و به بهداری زندان مراجع كرد و سرم وصل كردند . ساعت 19 به بند باز گردانده شد و ساعت 21 و زمانی به بهداری رسانده شد كه فوت كرده بود. »
اين بخشی از مصاحبه وزيرعدليه در جمهوری اسلامی، درباره مرگ اكبرمحمدی پس از 10 روز اعتصاب غذای اعتراضی در زندان جمهوری اسلامی است. خبری كه روز گذشته با عنوان "مرگ يك زندانی سياسی پس از ده روز اعتصاب غذا در ايران" به سراسر جهان مخابره شد و بسياری از مطبوعات جهان آن را منتشر كردند.
خبرنگاری می پرسد:
- فكر می كنيد جوامع بين المللی چه واكنشی نشان دهند؟
وزير عدليه با خنده و شوخی می گويد: خدا شما را خير بدهد، قبل از اينكه آنها محكوم كنند، شما شروع كرديد.
- شما فكر می كنيد مسئولان زندان در قبال جان اعتصاب كنندگان وظيفه ای ندارند؟
وزيرعدليه: مسئوليت مسئولان زندان اين است كه قاضی پرونده را مطلع كنند و علت اعتصاب غذا را بدانند.
- اما وكيل آقای محمدی گفته می خواسته با او ديدار كند و او را از اعتصاب غذا منصرف كند ولی مسئولان اجازه ملاقات به وی را ندادند.
وزيرعدليه- من چنين مطلبی نشنيدم ولی شنيدم در اعتصاب غذايش كه كامل و ناقص هم بوده، برادرش آمده و با وی صحبت كرده و پزشك بهداری هم به او سرم وصل كرده است.
- چرا «احمد باطبی» دوباره دستگير شده است؟
- انشاءالله بعدا در اين مورد صحبت می كنيم!
(اكبر محمدی از دانشجويان دستگير شده شبيخون به خوابگاه دانشجويان در 18 تيرماه 1378 بود.)
سخنگوی قوهی قضاييه: علت فوت اکبر محمدی هنوز اعلام نشده است، ايسنا
- حکم اعدام يکی از متهمان حادثهی تروريستی جاده بم – کرمان اجرا میشود
خبرگزاری دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فقه و حقوق - حقوق سياسی
سخنگوی قوهی قضاييه از صدور حکم اعدام برای يکی از متهمان حادثه تروريستی جادهی بم – کرمان خبر داد و گفت: اين حکم در محل وقوع جنايت اجرا خواهد شد.
جمال کريمیراد در گفتوگو با خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار داشت: تنها فردی که در رابطه با جنايت سه راهی بم- کرمان دستگير شده بود و در جنايتی در سيستان و بلوچستان نيز مشارکت داشت، از سوی مجتمع جرايم امنيتی به اعدام محکوم شد که اين حکم در محل وقوع حادثه اجرا خواهد شد.
وی ادامه داد: شايد اين فرد با حادثهی تاسوکی نيز در ارتباط بوده باشد.
سخنگوی قوهی قضاييه با اشاره به فوت اکبر محمدی در زندان دربارهی علت اين واقعه گفت: هنوز علت فوت وی مشخص نيست و بايد منتظر نظر پزشکی قانونی باشيم.
وی دربارهی ارتباط فوت اکبر محمدی با مساله اعتصاب غذا يادآور شد: طبق آنچه رييس زندان به من اعلام کرده وی مدعی بوده از سوم مرداد به بعد اعتصاب غذا داشته اما آب و چای میخورده است. در نهايت اين فرد مدعی بوده که در اعتصاب غذا به سر میبرده است اما بايد منتظر پزشکی قانونی بود.
نعمت احمدی، از وکلای اکبر محمدی: تمام افرادی که دستور دستگيری مجدد او را صادر و دارو به وی نرساندند در کشته شدنش مقصر هستند، راديو فردا
* اکبر محمدی وضعيت جسمی خطرناکی داشت
اکبر محمدی، يکی از رهبران جنبش آزاديخواهی دانشجويان ايران که در جريان تظاهرات ۱۸ تيرماه ۱۳۷۸ دستگير شده بود، در زندان اوين بعد از ۹ روز اعتصاب غذا درگذشت. محمدی به ۱۵ سال حبس محکوم شده بود ولی يکسال بود که از مرخصی نامحدود استفاده می کرد، اخيرا بارديگر بازداشت شده بود. نعمت احمدی، يکی از وکلای اکبر محمدی، در مصاحبه با راديو فردا می گويد تمام افرادی که دستور دستگيری مجدد او را صادر کردند واو را از آمل به تهران و زندان اوين منتقل کردند و از رسيدن دارو به او جلوگيری کردند در کشته شدن او در زندان اوين مقصر هستند. وی می افزايد پزشکان در داخل و خارج از زندان گواهی داده بودند که محمدی تحمل زندان را ندارد و به هرعلتی به زندان بازگردانده شده باشد، توجيه قانونی نداشته است.
حسين قويمی
نعمت احمدی (وکيل مدافع اکبر محمدی، تهران): ايشان ۹ روز در اعتصاب غذا بود. من خبر از جزئيات قضييه ندارم. ولی چند روز قبل از اينکه ايشان اعتصاب غذا بکند، تماس با من گرفت و گفت من وارد اعتصاب غذا شدم و تا آخر خواهم ماند و من تعجب کردم از اينکه اولا چرا بازداشت شد، زيرا دو سال و نيم قبل و پيشتر کليه اطبای زندان اوين تشخيص دادند که ايشان تحمل زندان را ندارد و بايد در خارج از کشور درمان شود، و طی اين مدت مشکلات متعددی برای آسم، برای ريه هاش، برای نخاعش وامثال اينها داشت و من تعجب می کنم که اين را يک درگذشت ساده تلقی نمی کنم و همين جا از آيت الله شاهرودی درخواست می کنم کليه افرادی که دستور دستگيری ايشان را دادند وايشان را از آمل به تهران حمل کردند و در تهران عليرغم اينکه ايشان اعتصاب غذا داشته با توجه به داروها -- تلفنا به من گفت حتی داروهای خودم را در اختيارم نمی گذارند -- اين افراد همه در کشته شدن اين جوان محکوم و مظلوم که در زندان مرد، مقصر هستند، و ما الان ناراحت افراد ديگر مثل احمد باطبی هستيم که ايشان هم در زمان دستگيری اعلام کرده است که اعتصاب غذا کرده است، هستيم.
حسين قويمی (راديو فردا): شما می دانيد که چرا اکبر محمدی را که در مرخصی بود دستگير کرده بودند؟
نعمت احمدی: خود ايشان هم نمی دانست، ولی شايد به خاظر انتشار کتاب خاطراتش بود، شايد. ولی آن هم نمی توانست دليل باشد به لحاظ اينکه نه قانونا کسی حق برگشت دادن ايشان را به زندان را نداشت به اين اعتبار که خود پزشک زندان اوين و پزشکان بيرون از زندان اعلام کرده بودند که ايشان تحمل زندان را ندارد، و هر علتی هم باشد، توجيه قانونی ندارد.
ح.ق.: آخرين باری که شما آقای محمدی را ديديد کی بود؟
نعمت احمدی: من ايشان را زمان مرخصی ديدم، سه چهارماه قبل و همان موقع هم حال او مساعد نبود.
ح.ق.: يکی از وکلای آقای محمدی، خليل بهراميان به خبرگزاری کار ايران گفته است که برای جلوگيری از ادامه اعتصاب غذا به زندان اوين مراجعه کرده بودند ولی مسئولان زندان اجازه ملاقات نداده بودند.
نعمت احمدی: ايشان بعد از اينکه مجددا دستگيرش کردند، هيچکس را اجازه ملاقات با او ندادند و فرد خاصی ايشان را نديد. و ما نمی دانيم بعد از آنکه از آمل به زندان اوين متقل شد در چه شرايطی نگهداری می شد و کجا نگهداری می شد. اما من دو تا تلفن از ايشان داشتم و هر چه هم که خواهش کردم به لحاظ وضعيت جسمی که می دانستم وضعيت جسمی خطرناکی دارد و اعتصاب غذا نکند، چون ظلم را بر خودش می ديد مصمم بود به اعتصاب غذا و کسی هم او را متاسفانه نديد.
پدر اکبر محمدی ساعاتی قبل از درگذشت پسرش در زندان: «می خواهند با کتک او را مجبور کنند اعتصاب غذايش را بشکند»، راديو فردا
پدر منوچهر و اکبر محمدی دو دانشجوی زندانی می گويد بنا بر اخباری که به دست خانواده اش رسيده، فرزندش اکبر در شرايط جسمی بدی به سر می برد. آقای محمدی روز يکشنبه در مصاحبه با راديو فردا می گويد: الان هشتمين روز است که اکبر در اعتصاب غذا به سر می برد و می خواهند با کتک او را مجبور کنند اعتصاب غذايش را بشکند؛ طبق اخباری که به ما رسيده، اکبر در وضعيت بدی قرار دارد، باتوجه به اين که او ناراحتی روحی و تشنج عصبی و مشکل ديسک کمر دارد، او را به باد کتک گرفتند. آقای محمدی می گويد: ما انتظار داريم سازمان ملل برود به زندان اوين ببيند چه می گذرد، اين رژيم چه به سر بچه های ما می آورد، بچه های فلسطينی را می آورند تهران در بهترين بيمارستان ها معالجه می کنند، خانه و زندگی می دهند و بچه های ما را دارند زير شکنجه از بين می برند. چرا؟
مهديه جاويد
پدر منوچهر و اکبر محمدی دو دانشجوی زندانی می گويد بنا بر اخباری که به دست خانواده اش رسيده، فرزندش اکبر در شرايط جسمی بدی به سر می برد. آقای محمدی در مصاحبه با راديو فردا می گويد: اکبر محمدی اکنون در اعتصاب غذا است.
پدر منوچهر و اکبر محمدی: فرزندان ما دارند در زندان اوين پر پر می شوند. الان هشتمين روز است که اکبر در اعتصاب غذا به سر می برد و می خواهند با کتک او را مجبور کنند اعتصاب غذايش را بشکند. طبق اخباری که به ما رسيده، اکبر در وضعيت بدی قرار دارد، باتوجه به اين که او ناراحتی روحی و تشنج عصبی و مشکل ديسک کمر دارد و حتی هيات هفت نفره گفتند اکبر بايد خارج از کشور معالجه شود و با اين همه تفاسير، اينها را به باد کتک گرفتند. به جای اين که او را برای معالجه بفرستند، او را کتک می زنند، به جای دارو، سيلی به او می دهند، به جای اين که او را از نظر روحی حمايت کنند، تحت فشار روانی قرار دادند.
مهديه جاويد (راديو فردا): شما اين خبرها را از کجا گرفتيد؟
پدر منوچهر و اکبر محمدی: گزارشی که از همبندان اکبر به ما دادند، حتی گزارشی که از درمانگاه به ما می رسد. او در وضعيت بسيار بدی قرار دارد.
م . ج: يعنی اين خبر را که اکنون اکبر هشت روز در اعتصاب غذا است شما از همبندانش شنيديد، بهداری شنيديد يا ملاقات داشتيد؟
پدر منوچهر و اکبر محمدی: من ملاقات نداشتم، من الان حدود بيست روز است در ترکيه هستم تا فرزندم رضا را ملاقات کنم که او و امثال او اينجا متواری هستند. من از شما استدعا دارم صدای ما را به گوش جهان برسانيد.
سازمان ملل برود به زندان اوين ببيند چه می گذرد، اين رژيم چه به سر بچه های ما می آورد، بچه های ما را دارند از بين می برند. بچه های فلسطينی را می آورند تهران در بهترين بيمارستان ها معالجه می کنند، خانه و زندگی و بها می دهند و بچه های ما را دارند زير شکنجه از بين می برند. چرا؟ اين رژيم از ما چه می خواهد؟ همه ما را متواری کرده. بچه های ما را زير لگد دارند می کشند. از جان خانواده ما چه می خواهند، ما را دارند از بين می برند. خانه ما را آتش کشيدند، به جان ما دارند چه کار می کنند؟ بچه های ما را متواری کردند. اين به خاطر ابراز عقيده است فقط؟ نمی دانم اکبر من در چه حالی است، زير شکنجه قرار دارد. اين گزارش هايی که به ما رسيده است از زندانيان سياسی داخل اوين. از شما خواهش می کنم صدای نحيف ما را به گوش جهانيان برسانيد.
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه ۹ مرداد ۱٣٨۵ - ٣۱ ژوئيه ۲۰۰۶
اکبر محمدی دانشجوی زندانی یکشنبه شب در نهمین روز اعتصاب غذای خود در حالی که از دو روز پیش دست به اعتصاب غذای خشک زده بود، در حمام زندان اوین دچار ایست قلبی شده و تلاش پزشکان زندان برای نجات جان وی بی نتیجه ماند. اکبر محمدی در ساعات پایانی شب گذشته از دنیا رفت.
به گزارش کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، هم اکنون پیکر وی برای کالبدشکافی به بیمارستانی در سعادت آباد منتقل شده است.
بنابر این گزارش دیروز همزمان با بازدید هیئتی از مجلس از زندان اوین، اکبر محمدی را در اتاقش با غل و زنجیر به تخت بسته و دهان وی را نیز بستند و در حالی که او را کتک زده بوده به بند ٣۵۰ بازگرداندند. به گفته ی زندانیان آثار ضرب و شتم بر بدن وی کاملا مشهود بود.
مدیرکل زندان های استان تهران، خبر درگذشت اکبر محمدی را تایید کرد، اما گفت که وی در اعتصاب غذا نبوده و وضعیتی «نرمال» داشته است. سهراب سلیمانی به خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) گفت: روز گذشته اکبر محمدی در بهداری زندان اوین بستری بود و وضعیت جسمیاش کاملا خوب بود و بنا به درخواست خودش و تشخیص پزشک بهداری از بهداری ترخیص و به بند منتقل شد.
وی افزود: بعد از انتقال به بند طبق گفتهی همبندیهایش به حمام رفته و دوش گرفته است که در این لحظه وضعیت جسمی او با مشکل مواجه شده و به همین دلیل توسط زندانیان به نگهبانی منتقل میشود که در مسیر انتقال به بهداری فوت میکند.
سلیمانی گفت: جسد اکبر محمدی شب گذشته به پزشکی قانونی تحویل شد و علت فوت را باید پزشکی قانونی اعلام کند.
مدیرکل زندانهای استان تهران دربارهی اعتصاب غذا اکبر محمدی و همچنین ادعای وکیل مدافع وی مبنی بر عدم ملاقات با موکلش عنوان کرد: برادر اکبر محمدی دو روز پیش با وی ملاقات کرد؛ البته دربارهی درخواست ملاقات وکیل با موکلش بعید میدانم که چنین چیزی درست باشد زیرا هر وقت درخواست ملاقات میشد ملاقات انجام میگرفت.
وی افزود: محمدی از تاریخ ٣ مرداد اعلام کرده است که دست به اعتصاب غذا میزنم اما او در این مدت آب و چای میخورده است و از همان روز تحت مراقبت بهداری و پزشک بوده است تا ساعت ١٩ روز گذشته که به درخواست خود و با تشخیص پزشک زندان ترخیص میشود.
سلیمانی گفت: در آخرین مرتبهای که پزشک او را معاینه کرده کاملا وضعیت نرمالی داشته و فشار وی ١٢ روی هفت بوده است.
در همین زمینه خلیل بهرامیان وکیل مدافع اکبر محمدی با بیان اینکه هماکنون به زندان اوین میرود تا در جریان اتفاقی که برای موکلش افتاده قرار گیرد به ایسنا گفت: برای بررسی موضوع، همین الان به زندان اوین میروم.
وی افزود: هفتهی گذشته با توجه به اعتصاب غذای اکبر محمدی درخواست ملاقات با او را کردم که او را از این کار منصرف کنم اما متأسفانه این کار انجام نشد.
پیش از این و در تاریخ ٢٢/٠٣/١٣٨٥ پدر اکبر محمدی در تماس با ایسنا گفته بود که کمیسیون پزشکی قانونی طی نامهای بیان کرده است که فرزندش نباید به دلیل مشکل کمر در زندان بماند و به او طول درمان نامحدود داده است.
وی در تاریخ مذکور از این که فرزندش مجددا به زندان بازگشته، گله و انتقاد کرد.
در تاریخ ٠٣/٠٥/١٣٨٥ وکیل مدافع اکبر و منوچهر محمدی که توانسته بود با منوچهر محمدی ملاقات کند، دربارهی وضعیت اکبر محمدی به ایسنا گفته بود: مطلع شدم که اکبر محمدی در اعتصاب غذا به سر میبرد که در این صورت امکان ملاقات وکیل با موکلش فراهم نمیشود.
سلیمانی، مدیرکل زندانهای استان تهران در همان تاریخ اعتصاب غذای اکبر محمدی را رد کرد و به ایسنا گفت: شدیدا این موضوع را تکذیب میکنم و اکبر محمدی در اعتصاب غذا به سر نمیبرد.
اکبر را کشتند...
بیانیه گروهی از زندانیان سیاسی
اکبر محمدی دانشجویی زندانی در سال ۷٨ بازداشت گردید و دربازداشتگاه توحید بدترین شکنجه های جسمی و روحی را تحمل کرد و از همین بود که به اسطوره مقاومت شناخته شد و پس از آن به دلیل همین شکنجه ها از ناحیه ی کمر دچار بیماری حاد گردید به طوری که پزشکان در داخل کشور احتمال بهدودی وی را مردود دانستند.
پس از اینکه با گذراندن چند سال حبس، پزشکی قانونی اعلام کرد که اکبر محمدی توانایی ادامه حبس در زندان را ندارد و میبایست از زندان آزاد شود. اکبر محمدی به مرخصی نامحدود استعلاجی فرستاده شد اما علی رغم آگاهی مسئولین بر وضعیت جسمانی اکبر محمدی که خود عاملین آن بودند، حدود ۲ ماه پیش او را در منزلش در آمل بازداشت کردند و در کمال ناباوری به زندان بازگرادند. اکنون باید سران رژیم پاسخ دهند که چه کسی مسئول بازگرداندن وی به زندان است؟
پس از آن اکبر محمدی با نوشتن نامه ای به رئیس زندان خواهان آزادی خود شد و اعلام کرد در صورت عدم توجه به خواسته هایش دست به اعتصاب غذا خواهد زد. اما مسئولین زندان نیز بی توجه به وضعیت او تنها به تهدیش بسنده کردند که اگر اعتصاب کند به سلول انفرادی منتقل خواهد شد. و اکبر محمدی از روز ۱ مرداد ناچار دست به اعتصاب غذا زد.
هنگامی که پس از ۵ روز دچار تشنج گردید و به بهداری منتقل شد در آنجا نیز به دستور رئیس زندان او را به تخت با غل و زنجیر بستند و در هنگام بازدید نمایندگان حکومت از زندان، دهان او را نیز چسب زدند تا صدایی از او به گوش کسی نرسد. و در حالی که گفته میشد اکبر، شب گذشته دچار سکته خفیف قلبی شده بود او را به بند ٣۵۰ بازگردادند، در شرایطی که از ناحیه قلب به شدت احساس ناراحتی میکرد. و بالاخره جسم بیمار او بیش از این تاب نیاورد و شب گذشته در بند ٣۵۰ زندان اوین، محلی که ۷ سال از عمرش را تنها به خاطر آزادیخواهی در آن سپری کرده بود، دچار ایست قلبی شد و درگذشت.
ما زندانیان سیاسی و همبندان وی در نهایت اندوه، این ضایعه را به خانواده اکبر محمدی و به خصوص به همرزممان منوچهر محمدی تسلیت میگوییم و اعلام میکنیم اگر چه اکبر محمدی پس از ۷ سال دیشب درگذشت، اما او جاودانه شد و کسانی که عامل بازگشت اکبر محمدی به زندان بودند اکنون باید پاسخگو باشند.
و همچنین تاکید میکنیم، اکبر وصیت کرده بود در عزای او لباس سیاه نپوشید و عزاداری نکنید، ما نیز توصیه میکنیم در عزای اکبر شمعی روشن کنید.
و خطاب به مجامع حقوق بشر اعلام میکیم که پیش از این با نوشتن نامه ای در مورد وضعیت نابسامان اکبر محمد هشدار داه بودیم، و گفتیم که اگر به وضعیت او رسیدگی نشود، زهرا کاظمی دیگری خواهد بود اما دریغ که هیچ ارگان و یا نهادی در این رابطه اقدامی نکرد و فاجعه اتفاق افتاد.
اسامی زندانیان سیاسی:
۱. حشمت ا... طبرزدی
۲. دکتر ناصر زرافشان
٣. بیناداراب زند
۴. احمد باطبی
۵. بهروز جاوید تهرانی
۶. محمدرضا خوانساری
۷. مهرداد لهراسبی
٨. ارژنگ داوودی
۹. خالد هردانی
۱۰. امیر حشمت ساران
۱۱. ولی ا... فیض مهدوی
۱۲. اسد شقاقی
۱٣. خلیل شالچی
۱۴. افشین باایمانی
۱۵. سیامک پورزند
۱۶. هاشم شاهین نیا
۱۷. شاهین آریا نژاد
۱٨. شهرام پور منصوری
۱۹. جعفر اقدامی
۲۰. محمدرضا رجبی
۲۱. حیدرقلی سلطانی
۲۲. محمد نیکبخت
۲٣. ناصر خیراللهی
۲۴. ابراهیم مومنی
۲۵. حجت بختیاری
شب گذشته اكبر محمدي درگذشت و جسد وي ساعت ١٢ شب به پزشكي قانوني تحويل شد.
سهراب سليماني با بيان اين مطلب به خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: روز گذشته اكبر محمدي در بهداري زندان اوين بستري بود و وضعيت جسمياش كاملا خوب بود و بنا به درخواست خودش و تشخيص پزشك بهداري از بهداري ترخيص و به بند منتقل شد.
وي افزود: بعد از انتقال به بند طبق گفتهي همبنديهايش به حمام رفته و دوش گرفته است كه در اين لحظه وضعيت جسمي او با مشكل مواجه شده و به همين دليل توسط زندانيان به نگهباني منتقل ميشود كه در مسير انتقال به بهداري فوت ميكند.
سليماني گفت: جسد اكبر محمدي شب گذشته به پزشكي قانوني تحويل شد و علت فوت را بايد پزشكي قانوني اعلام كند.
مديركل زندانهاي استان تهران دربارهي اعتصاب غذا اكبر محمدي و همچنين ادعاي وكيل مدافع وي مبني بر عدم ملاقات با موكلش عنوان كرد: برادر اكبر محمدي دو روز پيش با وي ملاقات كرد؛ البته دربارهي درخواست ملاقات وكيل با موكلش بعيد ميدانم كه چنين چيزي درست باشد زيرا هر وقت درخواست ملاقات ميشد ملاقات انجام ميگرفت.
وي افزود: محمدي از تاريخ ٣ مرداد اعلام كرده است كه دست به اعتصاب غذا ميزنم اما او در اين مدت آب و چاي ميخورده است و از همان روز تحت مراقبت بهداري و پزشك بوده است تا ساعت ١٩ روز گذشته كه به درخواست خود و با تشخيص پزشك زندان ترخيص ميشود.
سليماني گفت: در آخرين مرتبهاي كه پزشك او را معاينه كرده كاملا وضعيت نرمالي داشته و فشار وي ١٢ روي هفت بوده است.
در همين زمينه خليل بهراميان وكيل مدافع اكبر محمدي با بيان اينكه هماكنون به زندان اوين ميرود تا در جريان اتفاقي كه براي موكلش افتاده قرار گيرد به ايسنا گفت: براي بررسي موضوع، همين الان به زندان اوين ميروم.
وي افزود: هفتهي گذشته با توجه به اعتصاب غذاي اكبر محمدي درخواست ملاقات با او را كردم كه او را از اين كار منصرف كنم اما متأسفانه اين كار انجام نشد.
پيش از اين و در تاريخ ٢٢/٠٣/١٣٨٥ پدر اكبر محمدي در تماس با ايسنا مدعي شده بود كه كميسيون پزشكي قانوني طي نامهاي بيان كرده است كه فرزندش نبايد به دليل مشكل كمر در زندان بماند و به او طول درمان نامحدود داده است.
وي در تاريخ مذكور از اين كه فرزندش مجددا به زندان بازگشته، گله و انتقاد كرد.
در تاريخ ٠٣/٠٥/١٣٨٥ وكيل مدافع اكبر و منوچهر محمدي كه توانسته بود با منوچهر محمدي ملاقات كند، دربارهي وضعيت اكبر محمدي به ايسنا گفته بود: مطلع شدم كه اكبر محمدي در اعتصاب غذا به سر ميبرد كه در اين صورت امكان ملاقات وكيل با موكلش فراهم نميشود.
سليماني، مديركل زندانهاي استان تهران در همان تاريخ اعتصاب غذاي اكبر محمدي را رد كرد و به ايسنا گفت: شديدا اين موضوع را تكذيب ميكنم و اكبر محمدي در اعتصاب غذا به سر نميبرد
اکبر محمدی زندانی سياسی سرشناسی که از زمان شورش 18 تير تاکنون در زندان رژيم اسلامی بارها و بارها تحت شکنجه و آزار و سرکوب قرار گرفته بود, سرانجام پس از آخرين دستگيری و دست زدن به اعتصاب غذا در هشت مرداد ماه جان باخت.
اکبر محمدی در آخرين پيکار نابرابر با سرکوبگران رژيم در زندان و در حالی که در اثر سال ها شکنجه و آزار رژيم دچار بيماری های مختلف شده و تنی رنجور و فرسوده داشت, همه هستی اش را به گرو گذاشت و مبارزه جويانه و بدون اين که در برابر استبداد سر خم کند, از پا افتاد. رفتار رژيم با اکبر محمدی, که در يک کلام زجرکش کردن او و ذره ذره به اجرا نهادن حکم اعدامش بود, نماد رفتار رژيم با جوانان معترض و دگرانديش نسل طغيانی است که در دوران همين رژيم و زير آوار سنگين و بوغ های گوشخراش تبليغاتی اش چشم به جهان گشودند. اکبر محمدی تنها کسی نيست که دژخيمان شمع جانش را زندان های قرون وسطايی خود ذره ذره آب کردند. او در آخرين دستگيری اعلام کرد که تا سر حد مرگ دست به اعتصاب غذا خواهد زد و احمد باطبی نيز که به دنبال او دستگير شده است, چنين گفته است.
رژيم جمهوری اسلامی تا هست همين ماشين سرکوب و کشتار و شکنجه و آزار جوانان و زنان و مبارزان و آزاديخواهان و دگرانديشان است. مرگ اکبر محمدی نتيجه مستقيم سرکوب رژيم است و مسووليت اين مرگ بر گردن رژيم است. تا ديگرانی به سرنوشت محمدی دچار نيامده, به خود آييم و به اين همه ظلم و جنايت اعتراض کنيم.
اکبر محمدی در زندان اوين درگذشت ! ايلنا و ايسنا
مديرکل زندانهای استان تهران:
محمدی هر روز تحت نظر پزشک زندان بود
وکيل مدافع اکبر محمدی:
موکلم در اعتصاب غذا به سر میبرد
تهران- خبرگزاری کار ايران
اکبر محمدی از دانشجويانی که در جريان حوادث کوی دانشگاه تهران بازداشت و ابتدا به حکم اعدام و سپس به ۱۵ سال حبس تعزيری محکوم شد، يکشنبه شب، هشتم مرداد ماه بر اثر اعتصاب غذا در زندان اوين درگذشت.
سهراب سليمانی، مديرکل زندانهای استان تهران در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا" با تأييد اين خبر، گفت: ايشان هر روز تحت نظر پزشک زندان بود و شب گذشته نيز فشارش ۱۲ بر روی هفت بود.
وی افزود: پس از آن که شب گذشته حال محمدی بد میشود، وی به بهداری زندان منتقل و تحت درمان قرار میگيرد اما به اصرار خودش دوباره به بند منتقل میشود و در آنجا دوباره حالش بد میشود که در حين انتقال به بهداری در مسير راه فوت میکند.
سليمانی در مورد ارتباط فوت اين دانشجوی زندانی با موضوع اعتصاب غذای وی، گفت: وی اعلام کرده بود که قصد دارد اعتصاب غذا کند اما آب و چای میخورد و تحت نظر پزشک زندان بود.
خليل بهراميان، وکيل مدافع اکبر محمدی نيز در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا" با بيان اينکه موکلش در اعتصاب غذا به سر میبرده است، گفت: بنده وقتی شنيدم که موکلم قصد اعتصاب غذا دارد، به زندان مراجعه کردم تا بتوانم محمدی را از اين اقدام منصرف کنم اما متأسفانه مسوولان زندان اوين با اين امر مخالفت کردند که اين اقدام برخلاف کنوانسيونهای بينالمللی و قوانين داخلی ايران است.
وی ادامه داد: موکلم يک سال را به صورت نامحدود به مرخصی آمده بود اما اخيراً بدون هيچ اخطاری از سوی مأموران بازداشت و به زندان منتقل شد.
به گفته بهراميان، اکبر محمدی در جريان حوادث کوی دانشگاه تهران در سال ۷۸ بازداشت و در دادگاه بدوی به اعدام محکوم شد اما بعدها با دو درجه تخفيف رهبری به ۱۵ سال حبس تعزيری تبديل شد که از اين مدت ۱۰ سال زندان و پنج سال آن تعليقی بود.
***
ايسنا:
اکبر محمدی درگذشت
مديرکل زندانهای استان تهران:
محمدی در آخرين معاينه پزشکی وضعيتی نرمال داشت
جسد اکبر محمدی به پزشکی قانونی تحويل شده است
خبرگزاری دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فقه و حقوق - حقوق سياسی
شب گذشته اکبر محمدی درگذشت و جسد وی ساعت ١٢ شب به پزشکی قانونی تحويل شد.
سهراب سليمانی با بيان اين مطلب به خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: روز گذشته اکبر محمدی در بهداری زندان اوين بستری بود و وضعيت جسمیاش کاملا خوب بود و بنا به درخواست خودش و تشخيص پزشک بهداری از بهداری ترخيص و به بند منتقل شد.
وی افزود: بعد از انتقال به بند طبق گفتهی همبندیهايش به حمام رفته و دوش گرفته است که در اين لحظه وضعيت جسمی او با مشکل مواجه شده و به همين دليل توسط زندانيان به نگهبانی منتقل میشود که در مسير انتقال به بهداری فوت میکند.
سليمانی گفت: جسد اکبر محمدی شب گذشته به پزشکی قانونی تحويل شد و علت فوت را بايد پزشکی قانونی اعلام کند.
مديرکل زندانهای استان تهران دربارهی اعتصاب غذا اکبر محمدی و همچنين ادعای وکيل مدافع وی مبنی بر عدم ملاقات با موکلش عنوان کرد: برادر اکبر محمدی دو روز پيش با وی ملاقات کرد؛ البته دربارهی درخواست ملاقات وکيل با موکلش بعيد میدانم که چنين چيزی درست باشد زيرا هر وقت درخواست ملاقات میشد ملاقات انجام میگرفت.
وی افزود: محمدی از تاريخ ٣ مرداد اعلام کرده است که دست به اعتصاب غذا میزنم اما او در اين مدت آب و چای میخورده است و از همان روز تحت مراقبت بهداری و پزشک بوده است تا ساعت ١٩ روز گذشته که به درخواست خود و با تشخيص پزشک زندان ترخيص میشود.
سليمانی گفت: در آخرين مرتبهای که پزشک او را معاينه کرده کاملا وضعيت نرمالی داشته و فشار وی ١٢ روی هفت بوده است.
در همين زمينه خليل بهراميان وکيل مدافع اکبر محمدی با بيان اينکه هماکنون به زندان اوين میرود تا در جريان اتفاقی که برای موکلش افتاده قرار گيرد به ايسنا گفت: برای بررسی موضوع، همين الان به زندان اوين میروم.
وی افزود: هفتهی گذشته با توجه به اعتصاب غذای اکبر محمدی درخواست ملاقات با او را کردم که او را از اين کار منصرف کنم اما متأسفانه اين کار انجام نشد.
پيش از اين و در تاريخ ٢٢/٠٣/١٣٨٥ پدر اکبر محمدی در تماس با ايسنا مدعی شده بود که کميسيون پزشکی قانونی طی نامهای بيان کرده است که فرزندش نبايد به دليل مشکل کمر در زندان بماند و به او طول درمان نامحدود داده است.
در تاريخ ٠٣/٠٥/١٣٨٥ وکيل مدافع اکبر و منوچهر محمدی که توانسته بود با منوچهر محمدی ملاقات کند، دربارهی وضعيت اکبر محمدی به ايسنا گفته بود: مطلع شدم که اکبر محمدی در اعتصاب غذا به سر میبرد که در اين صورت امکان ملاقات وکيل با موکلش فراهم نمیشود.
سليمانی، مديرکل زندانهای استان تهران در همان تاريخ اعتصاب غذای اکبر محمدی را رد کرد و به ايسنا گفت: شديدا اين موضوع را تکذيب میکنم و اکبر محمدی در اعتصاب غذا به سر نمیبرد.
http://www.petitiononline.com/Nazanin/
لطفا این لیک را در وبلاگ خود قرار دهید.
در سالگذشت 6 از خاموشی شاملو
بی مناسبت ندانستم@ چند صدا در خافظه شهر تهران@ را که اثر حسین مشرف است تقدیم تان کنم
اینگار عصر فردا از کوی خاوران یا دانشگاه برگشته
شعر ها شماره گذاری شده دوتا از 5 را می نویسم
^^^^^^^^^^^^^^^^^^
چند صدا در حافظه شهر تهران
1
انبوه جانی شدگان
ایمان آوردند
به حد
به قصاص
به اینکه اقتصاد مال خراست
و دریا باید
زنانه مردانه شود
انبوه جانی شدگان
حتی برابری را
بین بیضه ها
نپذیرفتند.
و بین دنده ها و حتی بین جنین پسران و دختران
طبق ماده 425 قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران
قطع بیضه چپ دوثلث دیه
و قطع بیضه راست ثلث دیه دارد.
طبق ماده 487 ق.م.ج.ا
دیه دنده های چپ 25 دینار
و دیه دنده های راست ده دینار باشد
طبق ماده 487 ق.م.ج.ا
دیه جنینی که روح در آن پیدا شده
اگر پسر باشد
دیه کامل
و اگر دختر باشد
نصف دیه کامل باشد
انبوه جانی شدگان
ایمان آوردند
به نشراکاذیبشان
انبوه جانی شدگان
به جانی شدگان ایمان آوردند
در چهار راه ها
ایستادند
که زمان نگذرد.
در کنار درختان ایستادند
که بهار نیاید.
به چهار راه ها نگاه کنید !
2
و این منم
زنی سنگسار شده
در زیرپایتان
لگدو له شدم.
چه شهوت عجیبی داشتید که من
در ازدحام ثانیه ها و ساده لوحان
پرپرزنم و
چند قطره خون و
خونین شوم
و زیربارش یکریز سنگ ها و کینه ها
مدفون شوم ؟
از خون من
گل سرخی خواهد روئید
بر شاخه هایش
بلبلی خواهد نشست
و آن بلبل از شما خواهد پرسید
مردم !
مشکل شمائید؟


