تبليغاتX
ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد. . .
يه روز يه کشيش به يه راهبه پيشنهاد مي کنه که با ماشين برسوندش به مقصدش... راهبه سوار ميشه و راه ميفتن... چند دقيقه بعد راهبه پاهاش رو روي هم ميندازه و کشيش زير چشمي يه نگاهي به پاي راهبه ميندازه... راهبه ميگه: پدر روحاني ، روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار... کشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه... چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و کشيش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پاي راهبه تماس ميده... راهبه باز ميگه: پدر روحاني! روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار!... کشيش زير لب يه فحش ميده و بيخيال ميشه و راهبه رو به مقصدش مي رسونه... بعد از اينکه کشيش به کليسا بر مي گرده سريع ميدوه و از توي کتاب روايت مقدس ۱۲۹ رو پيدا مي کنه و مي بينه که نوشته: �به پيش برو و عمل خود را پيگيري کن... کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادماني که مي خواهي مي رسي �!
نتيجه اخلاقي: اينکه اگه توي شغلت از اطلاعات شغلي  خودت کاملا آگاه نباشي، فرصتهاي بزرگي رو از دست ميدي!
 
 
يه کلاغ روي يه درخت نشسته بود و تمام روز بيکار بود و هيچ کاري نمي کرد... يه خرگوش از کلاغ پرسيد: منم مي تونم مثل تو تمام روز بيکار بشينم و هيچ کاري نکنم؟ کلاغ جواب داد: البته که مي توني!... خرگوش روي زمين کنار درخت نشست و مشغول استراحت شد... يهو روباه پريد خرگوش رو گرفت و خورد!
 
يه روز مسوول فروش ، منشي دفتر ، و مدير شرکت براي ناهار به سمت سلف قدم مي زدند... يهو يه چراغ جادو روي زمين پيدا مي کنن و روي اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه...
جن ميگه: من براي هر کدوم از شما يک آرزو برآورده مي کنم... منشي مي پره جلو و ميگه: �اول من ، اول من!... من مي خوام که توي باهاماس باشم ، سوار يه قايق بادباني شيک باشم و هيچ نگراني و غمي از دنيا نداشته باشم�... پوووف! منشي ناپديد ميشه...
بعد مسوول فروش مي پره جلو و ميگه: �حالا من ، حالا من!... من مي خوام توي هاوايي کنار ساحل لم بدم ، يه ماساژور شخصي و يه منبع بي انتهاي آبجو داشته باشم و تمام عمرم حال کنم�... پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه...
بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه... مدير ميگه: �من مي خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توي شرکت باشن�!
 
  
بلافاصله بعد از اينکه زن پيتر از زير دوش حمام بيرون اومد پيتر وارد حمام شد... همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد... زن پيتر يه حوله دور خودش پيچيد و رفت تا در رو باز کنه... همسايه شون -رابرت- پشت در ايستاده بود... تا رابرت زن پيتر رو ديد گفت: همين الان  ۱۰۰۰ دلار بهت ميدم اگه اون حوله رو بندازي زمين!... بعد از چند لحظه تفکر ، زن پيتر حوله رو ميندازه و رابرت چند ثانيه تماشا مي کنه و ۱۰۰۰ دلار به زن پيتر ميده و ميره... زن دوباره حوله رو دور خودش پيچيد و به حمام برگشت... پيتر پرسيد: کي بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسايه مون بود... پيتر گفت: خوبه... چيزي در مورد ۱۰۰۰ دلاري که به من بدهکار بود گفت؟!
 
من خيلي خوشحال بودم... من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بوديم... والدينم خيلي کمکم کردند... دوستانم خيلي تشويقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده اي بود... فقط يه چيز من رو يه کم نگران مي کرد و اون هم خواهر نامزدم بود... اون دختر باحال ، زيبا و جذابي بود که گاهي اوقات بي پروا با من شوخي هاي ناجوري مي کرد و باعث مي شد که من احساس راحتي نداشته باشم... يه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون براي انتخاب مدعوين عروسي... سوار ماشينم شدم و وقتي رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت: اگه همين الان  ۵۰۰ دلار به من بدي بعدش حاضرم با تو ............ ....! من شوکه شده بودم و نمي تونستم حرف بزنم... اون گفت: من ميرم توي اتاق خواب و اگه تو مايل به اين کار هستي بيا پيشم... وقتي که داشت از پله ها بالا مي رفت من بهش خيره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقيقه ايستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم... يهو با چهره نامزدم و چشمهاي اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم! پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بيرون اومدي... ما خيلي خوشحاليم که چنين دامادي داريم... ما هيچکس بهتر از تو نمي تونستيم براي دخترمون پيدا کنيم... به خانواده ما خوش اومدي!
+ نوشته شده توسط آرش کمانگیر در سه شنبه سی ام آبان 1385 و ساعت 13:36 |

يک روز يک پسر کوچولو که می خواست انشاء بنويسه از پدرش می پرسه: پدرجان! لطفا برای من بگين سياست يعنی چی؟

پدرش فکری می کنه و می گه: بهترين راه اينه که من برای تو يک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سياست بشی. من حکومت هستم، چون همه چيز رو در خونه من تعيين می کنم. مامانت دولت هست، چون کارهای خونه رو اون اداره می کنه. کلفت مون ملت مستضعف و پابرهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کنه و هيچی نداره. تو روشنفکری چون داری درس می خونی و پسر فهميده ای هستی. داداش کوچيکت هم که دو سالش هست، نسل آينده است. اميدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردا بتونی در این مورد بيشتر فکر کنی.

پسر کوچولو نصف شب با صدای برادر کوچکش از خواب می پره. می ره به اتاق برادرکوچکش و می بينه زيرش رو کثيف کرده و داره توی گه خودش دست و پا می زنه. می ره توی اتاق خواب پدر و مادرش و می بينه پدرش توی تخت نيست و مادرش به خواب عميقی فرورفته و هرکاری می کنه مادرش از خواب بيدار نمی شه. می ره توی اتاق کلفت شون که اون رو بيدار کنه، می بينه باباش توی تخت کلفت شون خوابيده و داره ترتيب اون رو می ده. می ره و سرجاش می خوابه و فردا صبح از خواب بيدار می شه.

فردا صبح باباش ازش می پرسه: پسرم! فهميدی سياست چيست؟ پسر می گه: بله پدر، ديشب فهميدم که سياست چی هست. سياست يعنی اينکه حکومت، ترتيب ملت مستضعف و پابرهنه رو می ده، در حالی که دولت به خواب عميقی فرو رفته و روشنفکر هر کاری می کنه نمی تونه دولت رو بيدار کنه، در حالی که نسل آينده داره توی گه خودش دست و پا می زنه.

+ نوشته شده توسط آرش کمانگیر در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385 و ساعت 14:3 |
در راستای اظهارات مبتکرانه محمود احمدی نژاد، معروف به «محمود مبتکر» مبنی بر افزایش جمعیت کشور از 70 میلیون به 150 میلیون، و با عنایت به اینکه برای رسیدن به این هدف مقدس که می تواند مشکل جهان اسلام را کم کند و مشکل کشورمان را زیاد کند، طرح اجرایی افزایش جمعیت کشور به 150 میلیون نفر به این شرح پیشنهاد می شود. رجاء واثق داریم که اگر مجلس شورای اسلامی این طرح را تصویب نموده و در هنگام تصویب طرح نمایندگان همدیگر را گاز نگیرند یا به هم حمله نکنند، یا کارهای دیگری انجام ندهند، این طرح قابلیت اجرایی دارد و رئیس جمهور محبوب و مشنگ کشور می تواند آنرا بسرعت انجام دهد.

کلیات طرح: ما در ایران 70 میلیون نفر جمعیت داریم( البته با توجه به نداشتن آمار دقیق حدس زده می شود که آمار مردم ایران بین 60 تا 90 میلیون نفر است که متوسط آنرا فرض می کنیم که 70 میلیون نفر باشد.) از این 70 میلیون نفر، حدود 40 میلیون نفرشان در سن بچه دار شدن هستند ولی متاسفانه بطور طبیعی فقط نصف آنها( احتمالا بانوان) می توانند بچه بزایند، که البته با این وضع که کشور پیش می رود، ممکن است آقایان هم کم کم این قابلیت را پیدا کنند، اما فعلا بهتر است فقط زنان بچه بزایند، با این حساب اگر بیست میلیون نفر در برنامه چهار ساله آینده هر سال یک فرزند بزایند، و در همین وضعیت بطور طبیعی 2.8 میلیون نفر نیز به رحمت ایزدی تشریف ببرند، تا چهار سال دیگر جمعیت ایران حدود 145 میلیون نفر خواهد شد( که شصت درصد این جمعیت زیر سه سال خواهد بود)

جزئیات طرح: برای اجرای طرح « تولید مثل انقلابی» اقدامات زیر پیشنهاد می شود:

روش سلول انفرادی: استفاده از زندان انفرادی برای زوجین مساله دار: با توجه به اینکه انداختن نیروهای مخالف بصورت تنهایی در زندان انفرادی برای اهداف نظام خطرناک است و معمولا همسر زندانی در بیرون اقدام به ایجاد تنش و بحران می کند، لذا پیشنهاد می شود که زندانیان مخالف را با همسرشان زندانی کنند. و به آنها اعلام کنند که حالا حالاها آنها را آزاد نمی کنند. در نتیجه این افراد در زندان انفرادی مجبورند برای بیرون آمدن از تنهایی با هم حرف بزنند که در نتیجه بچه دار می شوند.

تولید مثل از طریق انتخابات: وزارت کشور با همکاری وزارت اطلاعات و وزارت بهداشت و پلیس تهران و صدا و سیمای جمهوری اسلامی طرحی را اجرا کنند که بر اساس آن یکی از کسانی که مردم خیلی به او علاقه دارند، مثلا شیرین عبادی یا گوگوش یا انوشه انصاری یا لیلا حاتمی یا بهرام رادان رئیس جمهور شود و تا سه ماه بعد از ریاست جمهوری این شخص هیچ اسمی از اسلام و انقلاب نباشد و صدا و سیما دائما در مورد آینده روشن ایران حرف بزند. در همین مدت رابطه با جهان بهبود پیدا کند و دولت اعلام کند که به همه مردم برای خرید خانه کمک می کند. حتی الامکان کل این پروژه در زمستان انجام شود و در تمام مدتی که این پروژه اجرا می شود احمدی نژاد و رهبران کشور را در یک زیر زمین قایم کنیم که هیچ کس به فکر آنها هم نیفتد. در اثر این اقدامات مردم به آینده امیدوار می شوند و بر اساس سابقه تاریخی در ایران مردم هر وقت به آینده امیدوار می شوند، اولین کاری که می کنند این است که با اولین کسی که دم دستشان است ازدواج می کنند و یک ماه بعد( حداکثر) بچه دار می شوند. چهار ماه پس از این ماجرا که مطمئن شدیم هشتاد درصد زنان حامله شده اند، یک گروه مسلح در یک شب زمستانی رئیس جمهور را ترور و در انتخابات بعدی احمدی نژاد دوباره رئیس جمهور شود، تا بچه هایی که به دنیا خواهند آمد خوب تربیت شوند. منتهی برای اینکه این خانم های حامله بچه شان نیفتد، بهتر است که تا یک سال تصویر احمدی نژاد را از تلویزیون نشان ندهند.

تولید مثل از طریق تلویزیون: هر شب در هنگام خواب مردم و زمانی که زن و شوهرها لحاف را زیر چانه شان کشیده اند و می خواهند بخوابند، فیلمهای سکسی مثل فیلم دست ندادن احمدی نژاد با همسر رئیس جمهور اندونزی( معروف به فیلم خیط شدی باهات دست ندادم!) را پخش کنیم. با پخش این فیلم زن و شوهرها از خجالت سرشان را زیر لحاف می کنند و از ناراحتی همدیگر را بغل می کنند و بچه دار می شوند.

تولید مثل ویژه برادران حزب الله: اولا دولت تمام سال آینده را تابستان اعلام کند. و از طرف دیگر نه تنها نیروی انتظامی جلوی خواهران بدحجاب را نگیرد، بلکه با نمایش دادن حجاب این خواهران از صدا و سیما کاری کند که زنان با هر لباسی می خواهند به خیابان بیایند، مطمئنا در این حالت خانمهای ایرانی جوری لباس می پوشند که برادران انصار حزب الله به خیابان آمده و چون بطور طبیعی در تابستانها این برادران انصار فصل جفتگیری شان است، پس از اینکه در روز این خواهران را مورد هجمه قرار دادند، شب هم همسر خودشان را مورد هجمه قرار داده و تولید مثل حزب الله افزایش شدید پیدا می کند.

فراز مغزها و چیزها: دولت می تواند به مدت یک ماه اعلام کند که جلوی کار همه کسانی که ضریب هوشی شان بالاتر از 90 باشد، زنانی که بی ریخت نباشند، جوان های خوش تیپ، خواهران غیرچادری، نوشندگان مشروبات الکلی، علاقمندان به انواع رقص، هنرمندان در هر نوع و شکل، نویسندگان غیر کیهانی، ناشرین، کسانی که به دیدن فیلم علاقمندند، گرفته شده و این افراد از یک ماه بعد زندانی می شوند. در نتیجه بیست درصد ملت به کشورهای غربی مهاجرت کرده و در عرض شش ماه خانه و زندگی پیدا می کنند و چون به آینده امیدوار می شوند، در نتیجه بچه دار می شوند. یک سال بعد، وقتی دولت از طریق کنسولگری ها و سفارتخانه هایش مطمئن شد که این افراد بچه دار شدند، دولت اعلام کند که قانون قبلی لغو شده و هر ایرانی که بچه دار است می تواند بدون هیچ مشکلی به کشور برگردد.

روش عسل و خرما و پنیر: دولت به کسانی که ازدواج می کنند وام مخصوص « ماه عسل» بدهد و زنها و شوهرهای تازه مزدوج را مجبور کند که در تمام ماه مذکور عسل و خرما و پنیر بخورند، در نتیجه با خوردن عسل و خرما تمایل این افراد به تولید مثل زیاد می شود و در اثر خوردن پنیر زیاد خنگ می شوند، در نتیجه چون خنگ شده اند هم طرفدار دولت می شوند و هم دیگر به آینده فکر نمی کنند، به همین دلیل بچه دار می شوند. در ادامه این کار اگر پدر و مادر از پنیر برای تغذیه کودکان استفاده کنند، این بچه ها نیز خنگ شده و برای پیشبرد اهداف رئیس جمهور از آنها می توان بصورت دائمی استفاده کرد.

روش مهندسی ژنتیک: با توجه به تولید انواع گوسفند و میمون توسط منهدسی ژنتیک، پیشنهاد می شود این تحقیقات برای جانوران دیگر ادامه پیدا کند، در مرحله بعد می توان به تولید انواع گوریل( برای حفاظت از اماکن مختلف)، تولید انواع انسان پیتک آنتروپ و کرومانیون و نئاندرتال برای کار در هیات دولت، تولید انواع کامل شده تر نئاندرتال برای عضویت در آبادگران، تولید انسان های اولیه برای عضویت در موتلفه و شورای نگهبان، بپردازیم. و در مرحله نهایی می توانیم به صورت مصنوعی جمعیت ایران را بسرعت و بدون دردسر اضافه کنیم.

روش آسانسور: در ساختمانهای بزرگ مانند وزارت کشور و کشاورزی با برنامه ریزی مشخصی در ساعات بعد از کار از برادران اصیل و عزیز حزب اللهی و خواهران خوشگل مساله دار دعوت کنیم و برای آنها در طبقات بالای ساختمان جلسه گذاشته و وسط راه آسانسور را خاموش کنیم. بعد از یک ساعت آسانسور را روشن کرده و با یکی از این حالات مواجه می شویم:
الف: هر دو نفر خوشحال و خندان آماده ازدواج هستند، برادر مذکور هم دنبال یک تیغ برای اصلاح صورت می گردد.
ب: پسر با حالت خجالت و صورت پنجول کشیده و دختربا حالت خوشحال و لباس پاره خارج می شوند و دنبال محضر ازدواج می گردند.
پ: پسر با حالت شاکی و دختر با حالت نا امید بیرون می آیند و دختر می گوید خاک بر سر بی عرضه ات.
ت: هر دو نفر در حال سوت زدن بیرون می آیند، و هر کدام در حالی که خوشحالند به یک طرف می روند.

به مردم اعلام کنیم که تمام این یک سال و نیم که احمدی نژاد سرکار بوده شوخی می کردیم. همان شب ملت از خوشحالی جشن می گیرند و با هم کلی می گویند و می خندند و در نتیجه بچه دار می شوند. سه ماه بعد به شکلی که بچه های مردم سقط نشود، سخنرانی احمدی نژاد را پخش می کنیم.

اعلام حکومت نظامی کنیم. تلویزیون دائما سخنرانی احمدی نژاد پخش کند تا هیچ کس تلویزیون نگاه نکند، جلوی پخش همه رادیوهای داخل و خارج را بگیریم. اجازه خروج از خانه به مردم ندهیم. به هر خانه ای که صدای موسیقی از آن آمد حمله کنیم... طبیعی است که مردم کاری جز بچه دار شدن نخواهند داشت.

مقامات عالیه کشور اعلام کنند که این اظهارات احمدی نژاد نظر شخصی اش بوده و توی دهانش بزنند و رسما اعلام شود که بچه دار شدن در حال حاضر عمل غیرقانونی است و افراد تحت پیگرد قانونی قرار می گیرند. در پی این اظهارات چند نفر به اتهام حاملگی دستگیر و زندانی شوند. در این حالت مردم همگی تمایل پیدا می کنند که حامله شوند.

روش داروخانه ای: یکی از راههای مهم برای جلوگیری از جلوگیری این است که تمام عوامل جلوگیری را سوراخ نموده و از این طریق مشکل را حل کنیم.

علاوه بر روشهای فوق، روشهایی مانند استفاده غلط از پیت حلبی، دادن قرص اشتباه در داروخانه ها و برخی روشهای دیگر نیز مورد نظر است که بعدا به اطلاع دقیق خواهد رسید

+ نوشته شده توسط آرش کمانگیر در چهارشنبه دهم آبان 1385 و ساعت 7:27 |

 

غرب مي ترسد جمعيت ايران زياد

شود!

۱ آبان ۱۳۸۵

محمود احمدي‌نژاد ديروز در نشست مشترك دولت و مجلس گفت: "من با اينكه مي‌گويند دو بچه كافي است، مخالف هستم." نمايندگان مجلس هفتم در حالي شنونده اين سخنان بودند که در قالب چهارمين نشست مشترك دو قوه، افطار را ميهمان دولت بودند.

به گزارش ايسنا، رييس جمهور در بخشي از سخنان خود در اين نشست، با بيان اينكه از حضور زنان در صحنه اجتماع استقبال مي‌كند گفت:" فقط يك نگراني دارم و آن اين است كه اين حضور باعث شود از ماموريت اصلي خود يعني تربيت نسل‌هاي آينده دور شوند.‌" وي افزود: "در حال حاضر آقايان و خانم‌ها موظفند روزانه 8 ساعت كار كنند، ولي من در اينجا اعلام مي‌كنم كه دولت اين آمادگي را دارد كه طبق لايحه‌اي اين زمينه را فراهم كند كه ساعت كار زنان متاهل نسبت به تعداد فرزنداني كه دارند كاسته شود تا آنها بهتر بتوانند به مسووليت اصلي‌شان عمل كنند... من نمي‌گويم خانم‌ها كار نكنند، بلكه معتقدم آنها بايد در صحنه حضوري فعال داشته باشند." ‌

احمدي‌نژاد در بخش ديگري از اظهارات خود آورد: "اينكه مي‌گويند دو بچه كافي است، من با اين امر مخالف هستم. كشور ما داراي ظرفيت‌هاي فراواني است. ظرفيت دارد كه فرزندان زيادي در آن رشد پيدا كنند، حتي ظرفيت حضور 120 ميليون نفر را نيز داراست." ‌ وي تاکيد کرد: "اين غربي‌ها خود دچار مشكل هستند و چون رشد جمعيت‌شان منفي است، از اين امر نگران هستند و مي‌ترسند كه جمعيت ما زياد شود و ما بر آنها غلبه كنيم، به همين خاطر مشكل خودشان را به ديگر كشورها صادر مي‌كنند."

+ نوشته شده توسط آرش کمانگیر در چهارشنبه سوم آبان 1385 و ساعت 9:24 |
a