تبليغاتX
ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد. . .
در روزهای اخير بارها و بارها دفاعيات خسرو گلسرخی از طريق سيمای جمهوری اسلامی پخش شد. اگر بخواهيم مقاصد سياسی خاصی که در پشت پرده ی اين عمل وجود داشت را به کناری نهيم و به اين دفاعيات از منظری ديگر بنگريم به نتايج جالبی دست خواهيم يافت .
نخست آنکه فارغ از تفکر مارکسيستی لنينيستی که خسرو گلسرخی در سخنان خود بدان اشاره می کند می توان حس ميهن دوستی و جامعه محوری او را ستود اينکه فردی در دادگاه خود می گويد " من از خود دفاعی نمی کنم بلکه از خلقم دفاع می کنم " بسيار ستودنی است . به راستی چه تعداد از ما امروزه به اين شعار عمل می کنيم؟ از ياد نبريم گلسرخی و کرامت دانشيان به همراه گروهی ديگر از روشنفکران با پرونده سازی و به جرم اقدام در جهت ترور خاندان پهلوی دستگير شدند تا با ارايه ی ندامت نامه آزاد گشته و به نوعی ذلت و خواری خاصی از سوی رژيم پيشين به دگر انديشان مخالف حکومت تحميل شود و در ميان آن جمع تنها گلسرخی و دانشيان بودند که از نوشتن ندامت نامه امتناع ورزيدند تا بدين شکل مخالفت خود را با دستگاه حاکمه نشان دهند و در اين راه تا مرز شهادت نيز پيش رفتند از اين رو عزت نفس گلسرخی و همرزمان وی ستودنی است .
نکته ی ديگر دارای اهميت آن است که در آن دوران مباحث دادگاه گلسرخی همراه با سانسور از طريق تلويزيون پخش می شد و امروز نيز پس از گذشت ۳۳ سال از مرگ گلسرخی دفاعيات وی در دادگاه همراه با سانسور پخش می شود ! و اين جای بسی افسوس دارد که با گذشت بيش از ربع قرن از انقلاب مردم ايران هنوز هم مسايل پيش از انقلاب برای ما تازگی دارد . به راستی پس از سپری کردن زمانی مديد و گذشتن از طوفان حوادث سهمگين و ريخته شدن خون هزاران شهيد، هنوز هم قدرت حاکمه بر کشور ما از پخش تصاوير و سخنان يک انقلابی واهمه دارد؟ آيا سيری دايره وار که از نقطه ای آغاز شده و پس از گذشت دير زمانی مجددا به همان نقطه باز می گردد دامن مردم و سرنوشت شان را نگرفته است؟
چه بسيار مادرانی که پس از اعدام گلسرخی برای وی گريستند و چه بسيار گل های سرخی که پس از شهادت گلسرخی به جامه های فرزندان اين مرز و بوم آويخته شد امری که بی شک تاثير اقدام شجاعانه ی گل سرخی را در ميان خلق آن دوران به وضوح نمايان می ساخت...و امروز نيز در هر کوچه و خيابانی که عبور می کنی صحبت از گلسرخی است و اقدام دليرانه ی وی در جهت مبارزه با ستم و دفاع از حقوق مردم . عزيزی می گفت گلسرخی از آن جهت هنوز در ميان مردم قابل احترام است که در کار خود صداقت داشت و صداقت گوهری است که در بازار مکاره ی امروز بهايی بيش از حد تصور دارد .

بی شک پيروزی انقلاب ايران مرهون هماهنگی تمام نيروهای مخالف رژيم پهلوی بود از اين رو نمی توان در سايه ی تحريف واقعيات و انتساب موفقيت ها به خود ، تلاش ديگران مبارزان را ناديده انگاشت .از ياد نبريم که همين به تعبير بعضی " مستضعفان فکری " در بسياری اوقات از بسياری ديگر تاثير گذارتر عمل نموده اند ، از اين رو تلاش در جهت تخريب شخصيت و نمود واقعيات در جهت منافع شخصی امری بسيار ناپسند و حتی نابخردانه است .

+ نوشته شده توسط آرش کمانگیر در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385 و ساعت 8:13 |
a