تبليغاتX
ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد. . .

سفر احمدي نژاد و ادعاي تملک سه جزيره ايراني

 

محمود احمدي نژاد در حالي زير تابلوي "کنفرانس کشورهاي خليج عربي" نشست که بسياري از مقامات ايراني ـ چه ‏در ميان حاميان و چه در بين منتقدان وي ـ با شرکت او در اين گردهمايي مخالف بودند. بيانيه پاياني اين کنفرانس که ‏حاوي هشدار شديد اللحني به ايران در موردلزوم "استرداد جزاير سه گانه به امارات متحده عربي" و يا "کشانيدن ‏موضوع به دادگاه بين المللي" بود، نشان داد که مخالفان احمدي نژاد بر حق بودند: شرکت وي در اين کنفرانس نه تنها ‏‏"هيچ نتيجه مثبتي در بر نداشته" [از بيانيه پاياني شوراي همکاري خليج فارس عليه ايران] که اوضاع را حادتر نيز ‏کرد.‏

وقتي دعوت نامه شرکت در کنفرانس دوحه به دفتر احمدي نژاد رسيد و مشاور اول وي، مجتبي ثمره هاشمي اعلام ‏کرد که "محمود احمدي نژاد در اين اجلاس شرکت خواهد کرد" ظاهرا بيش از همه اعضاي اين اتحاد عربي از پذيرش ‏دعوت خوشحال شدند. به هر حال اين اولين بار بود که بالاترين مقام رسمي ايران، به جمع سران کشورهايي دعوت مي ‏شد که همگي در مورد ادعاي امارات متحده عربي بر سه جزيره ابوموسي، تنب بزرگ و کوچک همداستانند. آن هم در ‏شرايطي که درست يک روز قبل از سفر آقاي احمدي نژاد به دوحه، "خبرگزاري دولتي امارات به نقل از حاکم اين ‏کشور نوشته بود: جزاير تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسي، بخش کامل کننده کشور ما هستند. ما براي بازگرداندن ‏آنها از هيچ تلاشي دريغ نخواهيم کرد و خواهان بازگشت حق حاکميت بر آنها هستيم."‏

از سوي ديگر همزمان "شيخ سلمان بن حمد الخليفه، وليعهد بحرين هم در مصاحبه‌اي با روزنامه‌هاي بريتانيايي براي ‏نخستين بار ايران را به تلاش براي دستيابي به سلاح‌هاي هسته‌اي متهم" کرده بود. همان طور که "رياض قهوجي، ‏مدير مؤسسه خاورميانه و تحليل نظامي در دبي" که او نيز به خبرگزاري فرانسه گفته بود: "هنگامي که کشوري مانند ‏ايران مجاز به غني‌سازي اورانيوم باشد، اين خطر وجود دارد که اين کشور خود را به سلاح‌هاي هسته‌اي مجهز کند."‏

به اين ترتيب حضور محمود احمدي‌ نژاد در اجلاس اين شورا، فرصتي براي رهبران عرب بود تا هم بار ديگر ‏موضوع مالکيت سه جزيره را به طور رسمي، در زير تابلويي که بر آن صفت "عربي" به دنبال نام خليج، نوشته شده ‏بود، مطرح کنند و هم از نگراني هاي خود بابت اتمي شدن جمهوري اسلامي، به صراحت پرده بردارند.‏

آگاهي نسبت به مجموعه اين مواضع بود که "برخي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي پيش از سفر رئيس جمهوري ‏اسلامي به دوحه" از او خواستند "در اين اجلاس شرکت نکند و از تماميت ارضي ايران قاطعانه دفاع کند". اين ‏نمايندگان در عين حال تأکيد کردند که مالکيت ايران بر جزاير سه‌گانه، "خط قرمز"ي‌ است که به هيچ کس اجازه عبور ‏از آن داده نخواهد شد.‏

البته تنها نمايندگان مجلس نبودند که از اين سفر با نگراني سخن گفتند؛روزنامه‌ هاي چاپ ايران ـ چه در جناح محافظه ‏‏‌کار و چه اصلاح‌ طلب ـ هم به نتايج اين سفر به ديده ترديد نگريستند و آقاي احمدي نژاد را به خاطر شرکت در اين ‏اجلاس مورد انتقاد قرار دادند. روزنامه جمهوري اسلامي در همين ارتباط در يادداشتي در شماره روز دوشنبه خود، ‏دعوت از احمدي نژاد و حضور وي در اين اجلاس را "يک توهين بزرگ به ملت ايران" دانست و نوشت: "همزمان با ‏دعوتي که شوراي همکاري خليج فارس از رييس جمهوري اسلامي ايران براي شرکت در اجلاس اين هفته اين شورا به ‏عمل آورده و آقاي احمدي‌نژاد قرار است امروز براي شرکت در اين اجلاس به قطر برود، رييس حکومت امارات ‏متحده عربي روز شنبه در ادامه مواضع ضد ايراني خود بار ديگر جزاير سه‌گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسي ‏را متعلق به امارات دانست و خواستار بازپس‌گيري آنها از ايران شد."‏

اين نشريه در ادامه مقاله خود افزود: "انتشار خبر اظهارات شيخ امارات، اذهان را متوجه اين سؤال مي‌کند که اين ‏ادعاهاي واهي چرا همزمان با اين دعوت و پذيرفته شدن آن توسط رييس جمهوري اسلامي ابراز مي‌شود. اين يک ‏توهين به ملت ايران است."‏


روزنامه آفتاب يزد نيز از "خطرهاي يک سفر" که ناشي از "حضور رييس جمهوري اسلامي در اجلاس شوراي ‏همکاري کشورهاي خليج فارس به عنوان مهمان" بود ياد کرد و آن را مورد انتقاد قرار داد. اين روزنامه با اشاره به ‏اينکه "رييس امارات متحده عربي با لحني جدي‌تر نسبت به گذشته ادعاي مالکيت بر جزاير سه‌گانه ايراني را تکرار و ‏از ايران خواسته است تا براي پايان اشغال اين جزاير، مذاکره مستقيم را بپذيرد" نوشت: "برنامه‌ريزان سفر ‏احمدي‌نژاد به دوحه اکنون بايد براي مردم توضيح دهند هدف مشخص از اين سفر چيست و با اين سفر چه خطرهايي از ‏کشور دور مي‌شود يا کدام فرصت‌هاي جديد براي کشورمان خلق مي‌گردد که هزينه حضور در جمع هميشه مدعي نسبت ‏به جزاير سه‌گانه ايراني را توجيه‌پذير مي‌نمايد؟"‏

اما به روال معمول، آقاي احمدي نژاد همراه همان مشاور اول و همه آن کساني که "برنامه ريزان سفر" وي به دوحه ‏بودند راهي کنفرانسي شد که ميزبانان آن يعني کويت، عربستان سعودي، بحرين، امارات متحده عربي، قطر و ‏عمان، هم متفق القول "سه جزيره " را مي خواهند وهم "از فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران نگرانند" و موضوع محوري ‏نشست دوحه همين بود و لاغير. ‏

در اين اجلاس اما آقاي احمدي نژاد دست در دست سران کشورهاي عربي، چنان سرخوش ايده "همه بايد دست‌به‌دست ‏هم دهيم تا منطقه خليج فارس به منطقه‌اي براي صلح و دوستي تبديل شود"[ سخنان وي پيش از ترک تهران] بود که ‏هنگام ورود به سالن کنفرانس، تابلوي بزرگي را که هم رودر روي او و هم در پشت سر وي قرار داده بودند، يا نديد يا ‏معناي آن را درک نکرد: "مجلس التعاون لدول الخليج العربيه".‏

پس از آن نيز به تکرار سخنان هميشگي خود پرداخت: "آقاي احمدي نژاد، ايران و امارات را دو کشور همسايه و ‏برادر خوانده و گفته است که دو کشور مي توانند خليج فارس را به خليج صلح و دوستي تبديل کنند."[بي بي سي]‏

وي انبان پر از پيشنهادش را نيز خالي کرد: "لغو رواديد بين شش کشور عضو و ايران تا رفت و آمد شهروندان اين ‏کشورها ساده تر شود.تاسيس سازمان همکاري هاي اقتصادي، سرمايه گذاري مشترک در منابع نفت و گاز، تامين آب ‏و گاز موردنياز برادران، فعال نمودن کريدور شمال به جنوب و تاسيس سازمان همکاري هاي امنيتي، اجازه تملک ‏اموال غيرمنقول، برنامه ريزي در برقراري تجارت آزاد بين کشورها، توسعه گردشگري، تعاون در کمک به ‏کشورهاي اسلامي و کشورهاي ضعيف، مبادلات آموزشي، علمي، فناوري و پژوهشي و همکاري در صيانت از محيط ‏زيست خليج فارس و درياي عمان..."‏

بعد از آن نيز ادامه جلسات پشت درهاي بسته ادامه يافت و عاقبت آقاي احمدي نژاد، به ايران بازگشت. اما هنوز پاي ‏وي به تهران نرسيده بود که بيانيه شش کشور عضو شوراي همکاري خليج فارس، منتشر شد: "جلاس سران شوراي ‏همکاري خليج فارس در بيانيه پاياني خود به ايران هشدار داده است که يا جزاير سه ‌گانه را به امارات متحده عربي ‏باز پس دهد يا موضوع را به دادگاه بين‌المللي مي‌ کشاند."‏

عبدالرحمان عطيه، دبيرکل شوراي همکاري خليج فارس، نيز در گفت‌ وگويي با شبکه تلويزيوني العربيه اعلام کرد: ‏‏"رهبران کشورهاي عضو اين شورا متفقا به ايران پيشنهاد مي‌کنند يا جزاير تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسي را ‏بازپس دهد يا موضوع را در محاکم بين ‌المللي طرح خواهند کرد."‏

وزير امور خارجه امارات هم که با منوچهر متکي ديدار کرده بود، به خبرنگاران گفت: "ديدار رهبران دو کشور ‏ديداري تعارف ‌آميز بوده است". ‏

کشورهاي عرب شرکت کننده در بيست و هشتمين جلسه شوراي همکاري خليج فارس همچنين در بيانيه خود اظهار ‏اميدواري کردند که "همکاري‌ هاي جمهوري اسلامي با آژانس بين ‌المللي انرژي اتمي تداوم يابد و ايران به گفت‌وگو با ‏جامعه بين‌المللي ادامه دهد". البته همراه با اين تاکيد که: "منطقه خليج [فارس] و خاورميانه بايد از سلاح‌هاي کشتار ‏جمعي عاري شود."‏

اين خواست ها در شرايطي مطرح مي شود که آقاي احمدي نژاد موضوع پرونده هسته اي را تمام شده مي داند و ‏همفکران نظامي وي در مقام تهديد از سلاح نفت سخن مي گويد واز بستن دهانه هرمز؛ واين سه جزيره در دهانه هرمز ‏قرار گرفته اند؛ و "حاکميت اين جزاير به معناي کنترل تنگه هرمز است."‏

به اين ترتيب پيشنهادهاي فراوان آقاي احمدي نژاد نه تنها کمکي به "توسعه همكاري‌ها و تعميق روابط در منطقه" نکرد ‏بلکه "نخستين حضور ايران در اين نشست" را در حالي به ثبت رساند که عنوان "شوراي همکاري خليج عربي"، به ‏جاي "شوراي همکاري خليج فارس" بالاي سر او خودنمايي کرد.‏

همفکران وي در خبرگزاري فارس نيز به جاي انتشار کامل بيانيه، با حذف بند مربوط به ادعاي مالکيت امارات متحده ‏عربي بر سه جزيره ايراني، فقط از اين خبر دادند که: "بيانيه اختتاميه بيست و هشتمين دور نشست شوراي همكاري ‏كشورهاي خليج فارس خواستار حل مسالمت آميز پرونده هسته‌اي ايران شد".

+ نوشته شده توسط آرش کمانگیر در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 و ساعت 13:43 |
سوال: چرا مرغ از خيابان رد شد؟



ــ ارسطو : طبيعت مرغ اينست کهاز خيابان رد شود.

ــ موسي: و آنگاه پروردگار از
آسمان به زمين آمد و به مرغ گفت« به آن سوي خيابان برو » و مرغ چنين کرد و پروردگار خشنود همي گشت
.

ــ مارکس: مرغ بايد از خيابان
رد ميشد . اين از نظر تاريخي اجتناب‌ناپذير بود
.

ــ خاتمي: چون ميخواست با
مرغهاي آن طرف خيابان گفتگوي تمدنها بکند
.

ــ رياضيدان: مرغ را چگونه
تعريف ميکنيد؟

ــ نيچه: چرا که نه؟

ــ فرويد: اصولاً مشغول شدن ذهن شما با اين سؤال نشان ميدهد که
به نوعي عدم اطمينان جنسي دچار هستيد. آيا در بچگي شصت خود را ميمکيديد؟

ــ داروين: طبيعت با گذشت زمان
مرغ را براي اين توانمندي رد شدن از خيابان انتخاب کرده است
.

ــ همينگوي: براي مردن . در زير
باران
.

ــ اينشتين: رابطهء مرغ و
خيابان نسبي است
.

ــ سيمون دوبوار: مرغ نماد زن و
هويت پايمال‌شدهء اوست. رد شدن از خيابان در واقع کوشش بيهودهء او در فرار از سنتها و ارزشهاي مردسالارانه را نشان
ميدهد.

ــ پاپ اعظم: بايد بدانيم که هر
روز ميليونها مرغ در مرغداني ميمانند و از خيابان رد
ميشوند . توجه ما بايد به آنها معطوف باشد. چرا هميشه فقط بايد دربارهء مرغي صحبت کنيم که از خيابان رد ميشود؟

ــصادق هدايت: از دست آدمها به
آن سوي خيابان فرار کرده بود،
غافل از اينکه آن طرف هم مثل همين طرف است، بلکه بدتر.


ــ شیرين عبادي : نبايد گمان کرد
که رد شدن مرغ از خيابان به خاطر اسلام بوده است . در تمام دنيا پذيرفته شده که اسلام کسي را فراري نميدهد
.

ــ روانشناس: آيا هر کدام از ما
در درون خود يک مرغ نيست که ميخواهد از خيابان رد شود؟

ــ نيل آرمسترانگ : يک قدم کوچک براي مرغ، و يک قدم بزرگ براي مرغها
.

ــ حافظ: عيب مرغان مکن اي زاهد
پاکيزه سرشت،   که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
.

ــ کافکا: ک. به آن سوي خيابان 
کثيف رفت. مرغ اين را ديد و به سوي ديگر خيابان فرار کرد، ضمن اينکه به ک. نگاهي بي‌توجه و وحشتزده انداخت . اين ک. رامجبور کرد که دوباره به سوي ديگر خيابان برود، تا مرغ را با حضور فيزيکي خود مواجه کند و دست‌کم او را به احترامي
وادارد که باعث گريختن مجدد او شود، کاري که براي مرغ دست کم از نظر اندازهء کوچک جثه‌اش دشوارتر مينمود .

ــ بيل کلينتون : من هرگز با مرغ
تنها نبودم
.

ــ فردوسي : بپرسيد بسيارش از
رنج راه، ز کار و ز پيکار مرغ و
  سپاه .

ــ ناصرالدين‌شاه: يک حالتي به
ما دست داد و ما فرموديم از خيابان رد شود. آن پدرسوخته هم رد شد
.

ــ سهراب سپهري: مرغ را در
قدمهاي خود بفهميم، و از درخت
کنار خيابان، شادمانه سيب بچينيم .

ــ طرفدار داستانهاي علمي
-تخيلي: اين مرغ نبود که از خيابان رد شد . مرغ خيابان و
تمام جهان هستي را ? متر و
?? سانتيمتر به عقب راند .

ــ اريش فون دنيکن: مثل هر بار
ديگر که صحبت موجودات فضاييست، جهان دانش واقعيات را کتمان ميکند. مگر آنتنهاي روي سر مرغ را نديديد؟


ــ جرج دبليو بوش: اين عمل تحريکي مجدد از سوي تروريسم جهاني بود و حق ما براي هر نوع اقدام متقابلي که از امنيت ملي
ايالات متحده و ارزشهاي دموکراسي دفاع کند محفوظ است.

ــ سعدي: و مرغي را شنيدم که در
آن سوي خيابان و در راه بيابان و در مشايعت مردي آسيابان بود
.
وي را گفتم : از چه رو تعجيل کني؟

گفت: ندانم و اگر دانم نگويم و اگر گويم انکار کنم
.

ــ احمد شاملو: و من مرغ را، در
گوشه‌هاي ذهن خويش، ميجويم
.
من، ميمانم. و مرغ، ميرود، به
آن سوي خيابان. و من، تهي هستم،

از گلايه‌هاي دردمند سرخ
.

ــ رنه دکارت: از کجا ميدانيد
که مرغ وجود دارد؟ يا خيابان؟ يا من؟


ــ لات محل: به گور پدرش ميخنده
!  هيشکي نمتونه تو محل ما از خيابون رد بشه، مگه چاکرت رخصت بده . آي نفس‌کش


ــ بودا : با اين پرسش طبيعت مرغانهء خود را نفي ميکني
.

ــ پدرخوانده : جاي دوري
نميتواند برود
.

ــ فروغ فرخزاد : از خيابانهاي
کودکي من، هيچ مرغي رد نشد
.

ــ ماکياولي : مهم اينست که مرغ از خيابان رد شد.. دليلش هيچ اهميتي ندارد. رسيدن به هدف، هر نوع انگيزه را توجيه ميکند .

ــ پاريس هيلتون: خوب لابد
اونور خيابون يه بوتيک باحال ديده بوده
.

ــ هيتلر: اگر ارادهء ما همچنان
قوي بماند، مرغ را نابود خواهيم کرد! فولاد آلماني از خيابان رد خواهد شد


ــ احمدي‌نژاد: خيابان و فناوري رد شدن از خيابان که کشورمان از آن برخوردار است
حاصل رشد علمي جوانان ايران و حق ملت ايران است. ما به رد شدن
از خيابان ادامه خواهيم داد . موج معنويت و بيداري در دنياي اسلام، به اميد خدا به زودي اين مرغ را از دامان دنياي اسلام پاک خواهد کرد .

ــ فردوسي پور : چه
ميـــــــــکــنه اين مرغه

+ نوشته شده توسط آرش کمانگیر در شنبه دهم آذر 1386 و ساعت 12:41 |

برای مظلوميت داريوش و پروانه فروهر، مهدی عربشاهی

 
پيش از هر چيز به ياد مظلوميت داريوش و پروانه فروهر ميافتم که اگرچه حتی رهبر جمهوری اسلامی هم به نجيب بودن آنها معترف بود، زنده بودنشان هم در ساخت قدرت ايران تحمل نشد و امروز هم با گردهمايی ساده ای به ياد آنها اينگونه برخورد می شود

تنها باری که موفق شدم داريوش فروهر را از نزديک ببينم سالگرد مهنس مهدی بازرگان زمستان ۷۶ در حسينيه ارشاد بود. راست قامتی که بيش از نيم قرن در راه اعتلای وطن و برای آزادی و عدالت تلاش کرده بود هنوز استوار و محکم در چشمانش اميد به آينده موج می زد. من که نوجوانی سرمست از آرزوهای دور و دراز و خوشبين به آينده اصلاحات تازه متولد شده در ۲ خرداد ۷۶ بودم در چهره او و ديگر خوشنامان عرصه سياسی به دنبال الگويی برای تلاشهای خود می گشتم.
آذرماه سال بعد ناگهان خبری مثل بمب در فضای ملتهب سياسی ايران پيچيد. داريوش فروهر دوستدار هميشگی دکتر محمد مصدق ، رهبر حزب ملت ايران و وزير کار دولت موقت به همراه همسر و ياور خود پروانه کاردآجين شده و به شکلی فجيع به قتل رسيده بود. چند روزی گذشت و محمد مختاری و محمد جعفر پوينده هم به آنها پيوستند. کيهان مثل هميشه آدرس غلط می داد و قتلها را ناشی از اختلافات درونی منتقدين نظام می دانست و روزنامه های اصلاح طلب خبر از ليست ۱۰۰ نفره ای می دادند که به زودی نوبت آنها سر می رسد.
دولت خاتمی اما در يکی از معدود اقدامات قابل اعتنای خود محفلی لانه کرده در وزارت اطلاعات را که مسبب اين فاجعه بودند رسوا نمود تا تاوان آن را به تعبير رييس جمهور وقت با فاجعه ای ديگر در ۱۸ تير ۷۸ به چشم ببيند و از پيگيری بيشتر برای يافتن آمران و شاه کليد اصلی چشم پوشی کند...
امروز اما ۹ سال گذشته از آن روزها در سالروز فاجعه فراموش نشدنی قتلهای زنجيره ای به دعوت پرستو فروهر بنا بود تا برنامه ای برای گراميداشت ياد آن عزيزان برگزار شود. اما شيوه برخورد دولت آزادترين کشور دنيا !!! با اين مساله بسيار جالب توجه بود. شبکه تلفن همراه منطقه بزرگی تنها به دليل اين مراسم قطع شده بود و نيروهای انتظامی با بستن کوچه ای که خانه فروهرها در آن قرار داشت از برگزاری اين مراسم جلوگيری کردند. موتورسواران حکومتی برای ايجاد رعب و وحشت در ميان کسانی که برای شرکت در اين مراسم آمده بودند در اطراف محل ويراژ می دادند و نيروهای امنيتی مشغول تصوير برداری از چهره مردم بودند.
پيش از هر چيز به ياد مظلوميت داريوش و پروانه فروهر ميافتم که اگرچه حتی رهبر جمهوری اسلامی هم به نجيب بودن آنها معترف بود، زنده بودنشان هم در ساخت قدرت ايران تحمل نشد و امروز هم با گردهمايی ساده ای به ياد آنها اينگونه برخورد می شود. پس از آن هم سوالی از حاکمان به ذهن می رسد که " راستی آقايان از چه چيزی می هراسيد که اين روزها حتی دورهم جمع شدن چند نفر در پارک هم برای شما سوال برانگيز و مساله ای امنيتی شده است؟!!"
+ نوشته شده توسط آرش کمانگیر در دوشنبه پنجم آذر 1386 و ساعت 21:12 |
a